خانه > افطاریه و احیاییه > کودک یک ماهه و مذهب

کودک یک ماهه و مذهب

یک آداب و رسومی هست که آدم بعد از شنیدنش ناراحت نمی شود، عصبانی می شود. یکی اش همین اذان و اقامه گفتن در گوش بچه بعد از به دنیا آمدن و بعد از اولین حمام و نمی دانم دیگر کی. برای اینکه اگر مادرم اینجا را دید باز گریه نکند که بچه ام لامذهب شد می نویسم که هنوز کاملن موفق نشده اید من را لامذهب کنید. ولی با ادامه دادن این کارها حتمن لامذهب می شوم به حول و قوه الهی. پرت نشوم از بحث.

اصولن یک کار (عادت، رسم، هرچی) مذهبی خوب است ولی با دلیل. نمی شود که بگویی توی گوش بچه اذان بگو! بپرسی چرا؟ اولین جواب: ضرری که ندارد!

من از هر چه کار مذهبی که ضرری ندارد متنفرم ایهاالناس! به قول دکتر شریعتی این می شود تشیع خاکشیری. قصه اش را یک بار دیگر می نویسم اینجا.

نکته دوم: اصلن مسلمان کردن یک بچه چه فایده ای دارد؟ همین خودمان که مسلمان به دنیا آمدیم برای هفت پشتمان بس است. (این هفت پشت را جدی نوشتم. حتمن قصد وصیت دارم که کسی حق ندارد بچه های من را از بچگی مسلمان کند)

بچه می خواهد مذهبی شود برود کتاب بخواند. ما خودمان یک عمر است که مثلن مسلمانیم هنوز یک دور حسابی نزده ایم کتابش را. مسلمانی (هم) خوب است، به شرطی که انتخاب شود نه اینکه برایت انتخاب کنند.

پس نتیجه اخلاقی اینکه من به آیدا گفتم 1- دروغ نگو بابا جان. 2- کسی را آزار نده. همین.

سوم: اصولن کسانی که معتقدند جملات مذهبی -حتی اگر با اعتقاد خوانده شوند- می توانند مثل یک ورد کار خاصی بکنند مثل و ان یکاد که برای رفع چشم زخم است و غیره که یک غیره خیلی مفصل در کتاب شریف مفاتیح الجنان -کلیدهای بهشت- هست، بهتر است بروند جادوگری بخوانند. گویا تازگی ها دوره های پیشرفته اش برگزار می شود در هند که مدرک هم می دهند. من جادوگر نیستم، پس از من توقع اجرای ورد نداشته باشید لطفن.

تا بعد…

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.