بایگانی

بایگانی برای آوریل, 2009

تو و بیرون

آوریل 27, 2009 Ehsan 2 نظر

1- با مریم و آیدا منتظر ترم بودیم که مرد جلو آمد و با کنجکاوی -به انگلیسی دست و پا شکسته- پرسید: “به چه زبانی صحبت می کنید؟”. گفتم “Persian”. گفت “آه. فارسی”. ادامه داد “محمود احمدی نژاد گود. اسپیک اگینست امریکا”. محمود و احمدی نژاد را درست ادا کرد و نگفت مخموت اخمتی نجات. پرسیدم اهل کجایی. جواب داد مراکش. توضیحاتی را که بعدش دادم نفهمید. انگلیسیش چندان خوب نبود. آنقدری فهمید که بگوید “محمد خاتمی گود؟”. ترم رسید و بابای آیدا به یاد آن ضرب المثل معروف فارسی افتاد.

2- کارمند خمینته (شهرداری) دلفت پرسید: از هلند چه می دانید؟ نقاشان هلندی را می شناسید؟ ون خوخ، رامبراند و چند تا اسم دیگر هم برایمان ردیف کرد و با ناراحتی گفت: حیف نیست از اینجا بروید و درباره فرهنگ هلند چیزی ندانید؟

3- همان کارمند بالایی نوروز ایرانی را میدانست چه روزی است. درباره چهارشنبه سوری هم چیزی شنیده بود و البته فکر می کرد آخرین شنبه سال است. برایش داستان سیاوش را گفتم و تقدس آتش. با ولع داستان را شنید و جزییاتش را یادداشت کرد. از شنیدن داستان خیلی لذت برده بود و این را -به وضوح- در چهره اش دیدم.

4- پرسید: “اهل کدام بخش ایران هستی؟”. گفتم استهبان و طبیعی بود که نداند. گفتم نزدیک شیراز که باز هم نمی شناخت. گفتم نزدیک پرسپولیس که این را هم نشنیده بود. گفتم نگاهی به ویکیپدیا بکن.

Categories: روزانه برچسب‌ها, , ,

شاید بدیهی (3)

آوریل 26, 2009 Ehsan 2 نظر

چرا برای -بیشتر- مردم، نویسنده از نوشته مهم تر است؟ چرا گوینده از حدیث مهم تر است؟ چرا مثلاً این جمله پایین را اگر یک آدم معمولی مثل بابای آیدا بگوید بی معرفی گوینده اصلی، گوش و هوش شنونده طور دیگری می گیردش تا وقتی که بگوید جمله از چرچیل است؟

The best argument against democracy is a five-minute conversation with the average voter

Categories: شاید بدیهی برچسب‌ها,

آیدا

آوریل 26, 2009 Ehsan 5 نظر

dscn0148-1014-x-760

dscn0177-1014-x-760

dscn0178-1014-x-760

dscn0195-1014-x-760

Categories: عکس, ویدیو و عکس برچسب‌ها,

هانس (۴)

هانس فکر می کرد که در مورد وجود تعادل مایع-مایع مخلوط آب-دی اکسید کربن چیزی شنیده ولی جستجو در گوگل چیزی نشان نمی داد. هانس گفت: «اگر حرف من درست بود احتمالاً گوگل چندصدتایی مقاله پیدا می کرد که خوب البته پیدا نکرده. پس میشه نتیجه گرفت که این مسأله احتمالاً وجود نداشته. به هر حال این هم یک روش تحقیقه و احتمالاً بدترین نوعشه!».

پ.ن. فردای همان روز چندین مقاله روی آن موضوع پیدا کردم.

Categories: هانس برچسب‌ها, ,

هانس (3)

هانس گیر داده بود به چند رابطه بسیار شناخته شده ترمودینامیکی که از صحتش خیلی مطمئن بودم و با یک کتاب خیلی مشهور هم مقایسه کرده بودم؛ ولی در آن لحظه خاص اثباتش خاطرم نبود. بی حوصله گفتم: “این ها را از کتاب فلانی نوشته ام”. هانس با خنده جواب داد: “منظورت چیه؟ یعنی اگه غلط بود میری یه کلاشینکف برمیداری و به یارو شلیک میکنی؟!”.

پ.ن. بابای آیدا یک مطلب مفصل تر در این مورد خواهد نوشت.

Categories: هانس برچسب‌ها, ,

شبیه سازی

آن دوستی که با جستجوی عبارت «شبيه سازي علي اصغر» به این وبلاگ رسیده لطف کند و اگر باز هم از اینجا رد شد قضیه را برای بابای آیدا توضیح دهد. بابای آیدا تا امروز فکر می کرد چیزکی از بحث شبیه سازی می داند؛ ولی امروز کاملاً از خودش ناامید شد!

Categories: عجب برچسب‌ها,

هانس (۲)

آوریل 22, 2009 Ehsan 2 نظر

هانس گفت: من برای سیاستمداران احترام زیادی قایلم. آن ها همه تلاششان را برای بهبود شرایط و البته انتخاب مجدد می کنند. البته برای انتخاب مجدد به رای همه گروه ها نیاز دارند مثلاً کشاورزان. این مساله باعث می شود که گاهی حرف هایی بزنند که از نظر ما متخصصان کاملاً غلط است مثلاً در زمینه تولید انرژی از ذرت؛ و البته انتقادی به این روش ندارم چون اگر از من بخواهند کار یک سیاستمدار را انجام دهم راه بهتری سراغ ندارم.

Categories: هانس برچسب‌ها,

استرونومی

بابای آیدا می گوید: همین الان این آدرس را به گوگل ریدرتان اضافه کنید. اگر هم مثل بابای آیدا از فید دمون استفاده می کنید که چه بهتر!

http://www.jwz.org/cheesegrater/RSS/apod.rss

http://antwrp.gsfc.nasa.gov/apod/

Categories: روزانه

شاید بدیهی (2)

آوریل 21, 2009 Ehsan 4 نظر

بابای آیدا آن وقت ها حرف معلم پرورشی مدرسه راهنمایی شریعتی را باور کرده بود که بعضی از آدم ها می توانند چشمشان را ببندند و مثل هیرو ناکامورای سریال هیروز مثلاً از قم بروند نجف. بابای آیدا علاوه بر اینکه قضیه باورش شده بود دلش هم می خواست. بابای آیدا مدت هاست که این جفنگیات بدون دلیل را باور نمی کند؛ ولی دلیل نمی شود که دلش نخواهد.

پ.ن. خدایی- بابای آیدا اگر جای خدا بود این توانایی را به شیرازی ها نمی داد.

Categories: شاید بدیهی برچسب‌ها,

خدا (2)

توضیح- بابای آیدا دارد 90 می بیند. آن آقایی که یک جمله می گوید و بعدش سرش را 5 بار -بله ببینید دقیقاً 5 بار- به نشانه تایید خودش تکان می دهد بابای آیدا را تحریک یا شاید مجبور کرد که پست های خدا را ادامه دهد.

اگر بابای آیدا جای خدا بود پوست آدم هایی را که خودشان را صاحب و مالکش می دانستند و تمام خریت شان را (با اجازه آقا رضا مارمولک) گردنش می انداختند قلفتی می کند.

Categories: آقای عقل کل برچسب‌ها, ,