<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: ادوارد براون</title>
	<atom:link href="http://myaida.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://myaida.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86/</link>
	<description>...گر بپرسی: راست؟ گویم: راست!   قصه بی شک راست می گوید...</description>
	<lastBuildDate>Mon, 14 Dec 2009 14:07:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: خروش</title>
		<link>http://myaida.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86/#comment-343</link>
		<dc:creator>خروش</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 17:53:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://myaida.wordpress.com/?p=676#comment-343</guid>
		<description>خیلی هم خوب! جوگیر شده بودند ایشون!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی هم خوب! جوگیر شده بودند ایشون!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامک</title>
		<link>http://myaida.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86/#comment-342</link>
		<dc:creator>رامک</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 17:04:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://myaida.wordpress.com/?p=676#comment-342</guid>
		<description>تاریخ ادبیات ادوارد براون دیگر ارزش استناد ندارد صرفا چون اولین کتابی بوده است که درباره ی تاریخ ادبیات ایران نوشته شده است ارزشمند است. هر مطلبی که آنجا خوانده می شود باید با منابع دیگر مطابقت داده شود.
-------------------------------------------------------------
ممنون از کامنت و توضیحی که دادید. برای من جذابیتش در شرح تاریخی پژوهش هایی است که درباره زبان و خط ایران باستان توسط پژوهشگران اروپایی انجام شده. یعنی بخش اول کتاب. من فقط با ویکیپدیای فارسی -که البته مرجع مناسبی نیست- مقایسه کردم و تفاوت هایی وجود داشت. ولی خوب توانایی نتیجه گیری نداشتم. شما مرجع مناسب تری در این زمینه سراغ دارید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تاریخ ادبیات ادوارد براون دیگر ارزش استناد ندارد صرفا چون اولین کتابی بوده است که درباره ی تاریخ ادبیات ایران نوشته شده است ارزشمند است. هر مطلبی که آنجا خوانده می شود باید با منابع دیگر مطابقت داده شود.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
ممنون از کامنت و توضیحی که دادید. برای من جذابیتش در شرح تاریخی پژوهش هایی است که درباره زبان و خط ایران باستان توسط پژوهشگران اروپایی انجام شده. یعنی بخش اول کتاب. من فقط با ویکیپدیای فارسی -که البته مرجع مناسبی نیست- مقایسه کردم و تفاوت هایی وجود داشت. ولی خوب توانایی نتیجه گیری نداشتم. شما مرجع مناسب تری در این زمینه سراغ دارید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی نادری</title>
		<link>http://myaida.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d9%86/#comment-341</link>
		<dc:creator>علی نادری</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 15:03:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://myaida.wordpress.com/?p=676#comment-341</guid>
		<description>دوستی‌ داشتم دانشگاه شیراز که عاشق دختر استاد زبان آلمانیش شده بود. دخترک شرط گذاشته بود که باید زبان باستانی یاد بگیرد پسرک روستایی زاده تا دختر به کابینش در آید. پسر هم برای پوز زنی‌ یا کل کل یا جوگرفتگی یا هر چیز دیگر،رتبهٔ یک زبان‌های باستانی را آورد و رفت دانشگاه تهران برای فوق لیسانس و نارو زد به دختر و با همکلاسی فوق لیسانسش ازدواج کرد!
-------------------------
:-))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوستی‌ داشتم دانشگاه شیراز که عاشق دختر استاد زبان آلمانیش شده بود. دخترک شرط گذاشته بود که باید زبان باستانی یاد بگیرد پسرک روستایی زاده تا دختر به کابینش در آید. پسر هم برای پوز زنی‌ یا کل کل یا جوگرفتگی یا هر چیز دیگر،رتبهٔ یک زبان‌های باستانی را آورد و رفت دانشگاه تهران برای فوق لیسانس و نارو زد به دختر و با همکلاسی فوق لیسانسش ازدواج کرد!<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
 <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /> )</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
