خشم

بابای آیدا عصبانیت را خیلی دوست دارد، نه به خاطر این که “خود” واقعی دیگران را نشان می دهد؛ چون درست همان وقت هایی که دارد دلش برای خودش تنگ می شود -اگر بشود- و دارد از یاد خودش می رود، یکی از همین عصبانیت های ساده و بیخود زندگی، همان ها که ته اش به فحش ناموسی می رسد به زمین و زمان، خودش را نشانش می دهد. واضح و روشن!

چه تلخ است آدم از یاد خودش برود…

چه تلخ تر است که آدم وقتی از یاد خودش رفت نمی تواند تلخیش را بفهمد.

(این را به خاطر عصبانیت علی نادری نوشتیم تا قدر این روزهایی را که روز آدم نیست، بداند!)

Categories: آقای عقل کل, روزانه برچسب‌ها
  1. اکتبر 1, 2009 در t 7:53 ب.ظ | #1

    عالی بود استاد! ممنون

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.