سهم من
این نوشته را فقط از این جهت مینویسم که توضیحی باشد بر صحبتهای یک دیوانه با این مضمون:
“الان کارخانهها محصولات دیگری تولید میکنند. ولی اگر نیاز داشتیم در یک هفته تغییراتی میدهیم و بنزین تولید میکنیم”.
1- یک زمانی هست که شما کارخانهای دارید که زیرشلواری راهراه مدل پای منقل تولید میکند. بعد در عرض یک هفته تغییر کاربری میدهید و با نغییر اندازه پاچهی شلوارها، خط تولید را تغییر میدهید به شورت ماماندوز. این کار -با در نظر گرفتن ابعاد کارگاه- احتمالن ممکن است.
2- بنزین از تصفیه نفت خام تولید میشود. این را همه میدانیم. نکتهای که شاید ندانیم این است که طراحی یک پالایشگاه بر اساس مقدار و مشخصات خوراک ورودی انجام میگیرد. اصولن برجهای تقطیر را نمیتوان با خوراکی -خیلی(1)- کمتر یا بیشتر از خوراک طراحی، به کار گرفت. در صورت به کار گیری هم محصولات تولیدی به اصطلاح آف اِسپِک میشود و به جز در مواردی خاص که با فرایند مخلوط کردن میتوان محصول قابل عرضه به بازار تولید کرد، نمیتوان با دبی (حجم خوراک ورودی در واحد زمان) خیلی بالاتر از دبی طراحی، برجها را وارد فرایند کرد. حتی تغییراتی مختصر در مشخصات نفت خام ورودی -بسته به سیستم کنترل برج که بیشتر کنترل دماست- باعث به هم خوردن مشخصات محصول خروجی میشود. برای استفاده از یک برج تقطیر در شرایط فرایندی جدید، نیاز به شبیهسازی، طراحی مجدد سیستم کنترل، و بهینهسازی پارامترهای عملیاتی برج است. این کار از نظر من و به احتمال زیاد از نظر بسیاری از مهندسین فرایند، کاری نیست که در یک هفته انجام شود. یادم میآید در دوران کارآموزی، گروهی که روی بهینهسازی پالایشگاه آیادان کار میکرد چندین بار شبیهسازی پالایشگاه را -در شرایط مختلف- انجام داده بود و البته به نتیجه مطلوب هم نرسیده بودند. از توضیح مسایلی مثل زمان لازم برای start-up یک پالایشگاه صرفنظر میکنم. ضمن اینکه فراموش نکنیم کارخانهای نیست که امروز محصول دیگری داشتهباشد و فردا با تغییر کاربری بنزین تولید کند.
3- بسیار بسیار مهم است که یک انسان پیش از رسیدن به یک سمت مهم، تفاوتهای شورت ماماندوز، بنزین، زیرشلواری راهراه و برج تقطیر را بداند. لازم است دیگر آدمها هم این تفاوت را بدانند تا خام این مزخرفات نشوند.
(1) در متن از لغت “خیلی” استفاده کردم که “کیفی” است. در اینجا میتوانیم فرض کنیم مقدارش هست مثبت و منفی ده تا بیست درصد.