عدالت آیدایی
آیدا عادت کرده به تماشای هر روزه تلهتوبیز. آغازگر برنامه طلوع خورشیدی است که چهره این خورشید، کله یک بچه هم سن و سال آیداست. بچه بامزه خندهرویی هم هست و آیدا خیلی دوستش دارد. همیشه هم با دیدنش میخندد و جیغ میکشد. آنقدر با دیدنش خوشحال میشود که حتی مکیدن انگشتش هم از یادش میرود. همه اینها را گفتم تا به اینجا برسم که آیدا تقریباً هیچوقت این خورشید بامزه را کامل نمیبیند. چون برمیگردد طرف من و مامانش و با آن چشمهای خندان ما را هم دعوت میکند به شریکشدن در این شادی ناب کودکانه.
یاد فیلم مارمولک میافتم آنجایی که برای زندانیها سخنرانی میکرد. “…متأسفانه آدمها گاهی تکخوری میکنند و این بد روزگار است”. یادمان و یادتان باشد که بچهها -هیچوقت- تکخوری نمیکنند.