بایگانی

Archive for the ‘عجب’ Category

عجب!

آگوست 7, 2009 Ehsan 4 نظر

- Are you a heterosexual or aren’t you?

- Look. I love vanilla ice cream, OK? But, every now and then, I’m probably gonna be in the mood for chocolate. You know what I’m saying?

- I do. But God would prefer you… stick to the vanilla.

- I don’t believe in God.

- You don’t?

- No.

Desperate houswive, S01, E19

(در کلیسا پسر جوان که به پدر و مادرش به دروغ گفته ه.م.جنس باز است دارد اعتراف می کند)

- حالا تو هتروسکچوال هستی یا نه؟

- ببین. من عاشق بستنی وانیلیم. درست؟ ولی هر از گاهی هوس بستنی شکلاتیم می کنم. می فهمی چی می گم؟

- می فهمم. ولی خدا ترجیح میده که تو بچسبی به همون بستنی وانیلی.

- من به خدا اعتقاد ندارم.

- نداری؟

- نه!

Categories: عجب برچسب‌ها

آندرومدا

می 10, 2009 Ehsan 4 نظر

فرض کنیم شما بر روی گیرنده رادیویی یک پیام به زبان خاصی دریافت می کنید و ناگهان -بدون این که بدانید چرا- متوجه می شوید که زبان پیام را متوجه می شوید. یک نفر از سیاره ای در آندرومدا می خواهد شما را ببیند و این پیام را از اتاق کارش برای شما می فرستد بدون اینکه مقصد پیام را از قبل بداند. پیام از شما می خواهد که بر روی یک فرکانس خاص موافقت خود را اعلام کنید و بلافاصله یک سفینه برای شما خواهند فرستاد…

یک مشکل کوچک اینجا هست. پیامی که شما دریافت کرده اید دو میلیون سال قبل فرستاده شده و پیامی که شما می فرستید هم دو میلیون سال بعد به آندرومدا می رسد. اصلاً تمام اطلاعاتی که شما از آندرومدا دارید مربوط به الانش نیست. اطلاعات کهنه دو میلیون سال پیش است. دو میلیون سال ناقابل. فقط دو میلیون سال. ای روزگار…

Categories: عجب برچسب‌ها

جدی جدی چه کسی را باید سرزنش کرد؟

به نظر شما مقصر کیست؟ طوفان های عظیم! زلزله! خشکسالی! بیابان زایی! بالا آمدن آب دریاها! و حالا هم عنکبوت های گوشت خوار-کم کم- غول پیکر! اگر از مادر بزرگ من بپرسید می گوید “همش به خاطر گناه و معصیته”. واقعاً مقصر این همه ارتباط همه چیز با گرمایش زمین چه کسی است؟

پ.ن. لطفاً گیر ندین! زلزله رو همین جوری از خودم اضافه کردم. کی می دونه؟ شاید همین شد یکی دیگه از پیامدهای گرمایش زمین.

Categories: روزانه, عجب برچسب‌ها,

دنیای کوچک تخمی

می 4, 2009 Ehsan 8 نظر

1- بابای آیدا الان دو ماه است به این فکر می کند که دنیای ما چقدر کوچک است. مامان آیدا هم الان یک ماهی است همین طور شده. گفتم مواظب خودتان باشید گویا بیماریش مسری است.

2- بادنجان را که پوست بکنی و ببریش معمولاً دو حالت دارد. یا سطح داخلیش صاف و یکدست است یا پر از تخم. به نوع دوم می گویند بادنجان تخمی و طبیعتاً دیدارش حال آدم را می گیرد. مشکل اینجاست که این صفت را اگر بنویسیش با دیگر موصوف ها متهمی به بی ادبی از بس ذهن های خراب هر بار بعد از شنیدنش به هر چیزی اندیشیده اند به جز بادنجان.

3- یک داستان تخمی برایتان بگویم. جوان خوش صورتی می خواست زن بگیرد. دلیلش این بود که سربازیش را رفته، خانه دارد، کارمند هم هست، و بقیه خواهر و برادرانش هم متاهل هستند. ملاک هایش هم این بود: چشم سبز، موی بور، پوست سفید. ملاک های خانواده اش هم این ها بود: لاغر باشد، در خانواده سابقه چاقی نداشته باشند، آرایش و پیرایش نکند، در خانواده هم آدم معتاد نداشته باشند. شروع کردند به پرس و جو. با توجه به محل زندگیشان بسیاری از گزینه ها شرط آخر را نداشتند. پیدا کردن دخترهای موبور در سرزمین پارس هم چندان ساده نبود. اگر هم پیدا می شد با رؤیت زیر ابروی برداشته عروس خانم گزینه مربوطه حذف می شد. آخرش شروط داماد را حذف کردند و فقط با شروط خانواده جستجو را ادامه دادند. دست آخر به گزینه ای رسیدند که آرایش و پیرایش نمی کرد ولی مسجدی بود. پدرش هم معتاد نبود ولی اخلاق بدش شهره شهر بود. بریدند و دوختند و مهریه ای مشخص شد و صیغه ای هم خوانده شد. تا دو ماه بعد از عقد کنان داماد را فقط یک شب در هفته به خانه عروس راه می دادند و می گفتند رسممان نیست. عروس عقدی را نمی گذاشتند خانه داماد بماند و می گفتند رسممان نیست. روزی عروس مهمان خانه مادر شوهر بود که پدر شوهر گفت: “باید یه جهیزیه کامل بیاری وگرنه مجبور میشم ردت کنم بری و اونوقت ناراحتی درست میشه”. فردای همان روز دختر مهریه اش را اجرا گذاشت و درخواست طلاق داد. مادر عروس می گفت: “یه جعبه شیرینی کوچیک و چند کیلو موز پلاسیده می گرفت دستش و میومد دیدن زنش. ناسلامتی برادر من آمریکا درس خونده!” و بخش آخرش را مدام تکرار می کرد.  پسر وکیل گرفت و خواست تا از زیر پرداخت مهریه فرار کند. توی دادگاه بعد از دفاع، عروس عصبانی وکیل را نفرین کرد. وکیل ترسید و به داماد گفت: “یه چیزی بهش بده روونش کن بره”. اینگونه بود که آقای داماد طلاهایی را که به عنوان هدیه عقد به عروس داده بود بخشید و قرار شد به مدت سه سال ماهی دویست هزار تومان -تقریباً تمام حقوقش- بابت مهریه به عروس پرداخت کند. یکی از کارمندان دادگاه که در جریان محاکمه بود فردایش به داماد بدبخت زنگ زد و گفت: “بیا دختر خودمو بهت می دم. لیسانس داره. گه بچه هاتم می شوره!”.

4- تمام این داستان تخمی، واقعی بود. بی کم و کاست. دنیای مان خیلی خیلی کوچک است.

Categories: آقای عقل کل, عجب برچسب‌ها,

شبیه سازی

آن دوستی که با جستجوی عبارت «شبيه سازي علي اصغر» به این وبلاگ رسیده لطف کند و اگر باز هم از اینجا رد شد قضیه را برای بابای آیدا توضیح دهد. بابای آیدا تا امروز فکر می کرد چیزکی از بحث شبیه سازی می داند؛ ولی امروز کاملاً از خودش ناامید شد!

Categories: عجب برچسب‌ها,

شکر

وبلاگ آیدا امروز به جایی رسیده که به اقشار مختلف ملت همیشه در صحنه با سلیقه های متفاوت سرویس می دهد. از آن بچه ای که دنبال مطلب برای موضوع انشا می گردد تا محققی که به دنبال معنای یک ترجیع بند عرفانی است. از آن برادر مومنی که به دنبال حافظین قرآن می گردد تا آن خواهر مومنه ای که به دنبال کرم کوچک کننده بینی است! بابای آیدا اظهاراتش را با تصویر پایین مستند می کند:

search

Categories: روزانه, عجب برچسب‌ها

چرند و پرند

مارس 12, 2009 Ehsan 5 نظر

بعضی وقت ها تحمل بابای آیدا تمام می شود و لازم می بیند بعضی مسائل را توضیح دهد. مثلاً این لینک را ببینید تا کمی عصبانی شوید. نشدید؟

1- جایی می خواندم که می توان از آب اقیانوس ها به عنوان یک منبع ذخیره دی اکسید کربن استفاده کرد.

2- کل غلظت دی اکسید کربن در جو 385 پی پی ام است. اگر قصد دارید به میزان حلالیتش در آب پی ببرید نگاهی به قانون هنری بیندازید. توضیح ضروری اینکه فشار جزیی دی اکسید کربن از حاصل ضرب این عدد در فشار جو (یک اتمسفر) تقسیم بر یک میلیون به دست می آید و ثابت هنری دی اکسید کربن-آب خالص اگر اشتباه نکنم حدود 1500 بار است.

3- فکر می کنید دی اکسید کربن بعد از حل شدن در آب پی اچ را چقدر تغییر می دهد؟ آن هم آب دریا که پر از انواع یون های مختلف است. حتماً درباره محلول های بافر شنیده اید.

4- به بخشی از سخنان این دانشمندان عزیز دقت کنید:

یک دانشمند سرشناس بریتانیایی هشدار داده که مازاد دی اکسید کربن در جو که به دلیل فعالیت های بشر ایجاد شده، آب دریاها را به شدت اسیدی و دریازیان را با خطر نابودی مواجه کرده است.

او افزایش دی اکسید کربن در محیط زیست به دلیل فعالیت های بشر را محکوم کرد اما به این نکته نیز اشاره کرد که اسیدیته آب دریا به طور طبیعی بالا و پایین می رود.

او گفت در بسیاری از آزمایش هایی که در حال حاضر صورت می گیرد دی اکسید کربن و اسیدیته آب به طور ناگهانی افزایش داده می شود: “البته در طبیعت چنین اتفاقی نمی افتد و تغییر به طور تدریجی رخ می دهد.”

مطالعه اسیدی شدن اقیانوس ها علم جدیدی است و محققان در ابتدا مطمئن نبودند که این مشکل تا چه حدی جدی است. اما آنها اکنون از آن به عنوان “یک مشکل دیگر که نتیجه افزایش دی اکسید کربن در محیط زیست است”، یاد می کنند.

به هر حال این علم جدید هم نیاز به بودجه دارد و چه چیزی بهتر از سفره پهن بودجه های کاهش دی اکسید کربن.

——————————————–

پ.ن. 1- جمله آخر از دانشمند معاصر بابای آیدا بود!

پ.ن.2- توجه کنید که من ایرادی به نگرانی های طرفداران محیط زیست نمی گیرم. مشکل اصلی ادعاهای بدون مدرک و بزرگ نمایی ها است.

Categories: روزانه, عجب برچسب‌ها

دیر

فوریه 27, 2009 Ehsan 5 نظر

dokhtarkosh

خواستم به آن دوستی که دو روز متوالی با جستجوی عبارت بالا به این وبلاگ آمده بگویم که سه سال دیر رسیدی. هر چند که بابای آیدا هر چقدر هم به گذشته خودش دقیق می شود می بیند که حتی با ارفاق خیلی زیاد هم هیچ وقت دخترکش نبوده.

پ.ن. جلی الخالق! عجب آدمایی پیدا میشن. بچه بلند شو از پای کامپیوتر ول کن این گوگل رو.

پ.ن.2- (گویا با کمی ادب شدگی!):

سپل ذرت و انجیر خری —– بهتر از بنده نیارد پسری

Categories: روزانه, عجب برچسب‌ها