بایگانی

Archive for the ‘ویدیو و عکس’ Category

صداست که می‏ماند (2)

اکتبر 31, 2009 Ehsan 2 نظر

فکر می‏کنم این تضمین، کار بهار است.

پی‌نوشت- وگرنه من همان خاکم که هستم.

دختر بابا

اکتبر 22, 2009 Ehsan 8 نظر

aidaflipedehsan head

و این‏‏گونه بود که دست paint.net از آستین بابای آیدا خارج شد (شاید هم برعکس) و عکس آیدا را فلیپ نموده به همراه عکس کودکی بابا ساید بای ساید در وردپرس آپلود نمود تا همه مغرضان(!) تاریخ بدانند و آگاه باشند که بابا این نیست که تنها دلش بخواهد دختر شبیهش باشد، بلکه آلرِدی هست! فاعتبروا یا اولی الابصار!

Categories: روزانه, عکس برچسب‌ها

شاید “کودک دوره طلایی”

سپتامبر 21, 2009 Ehsan 6 نظر

golden era's kid

پی نوشت- هی خواستم این را ننویسم ها ولی قلقلک شدم. بابای آیدا اصولاً از هنر -به جز کمی شعر- چیزی نمی فهمد. ولی بعضی عکس ها به صورت کاملاً اتفاقی طوری با آدم حرف می زنند که توان چشم برداشتن را از تو می گیرند. بچه کوچک ضعیف و شکننده کنار شاخه های خشک و ترد و روزی رسان غله، در پناه آغوش. مسیر نگاه بابا را دنبال کنید تا دور؛ تا زمین؛ تا درخت؛ و راهی چنین بسته؛ قفس. کودکی که راه دارد هنوز از این شاخه زرد خشک تا آن درخت استوار دور. و زمانه ای که شاید دوباره آباد شود برای کودک دوره طلایی…

یونیورس

سپتامبر 10, 2009 Ehsan 2 نظر

شهر ما استهبان -به گویش محلی “سابونات”- خیلی کوچک است. با موتورسیکلت اگر به قول بچه ها تخته گاز بروی از ابتدا تا انتهایش پنج دقیقه بیشتر نیست. اطراف شهر به فاصله حدود بیست کیلومتر چند تایی روستا و شهر خیلی کوچک هم هستند -رونیز و خیر و گُرده و …- که شهر ما در مقایسه با آن ها پاریسی است برای خودش. دامادمان تعریف می کرد یک بار توی بازار با پیرمردی روبرو شده که با شور و اشتیاق می گفته: “من تا حالا خیال می کردم خدا فقط سابونات دَرَه. ای خو نگو قربونُش بشم خیر دَرَه؛ رونیز دَرَه”.

خواستم یک بار دیگر تأکید کنم “دنیایمان خیلی کوچک است”. (لینک 1) (لینک 2)

منچ

جولای 25, 2009 Ehsan 5 نظر

mench01

mench03

اگر فکر می کنید این برای آیدا زود است و خودمان باید بازی کنیم کاملاً درست فکر می کنید :D

Categories: روزانه, عکس برچسب‌ها, ,

صداست که می ماند

جولای 11, 2009 Ehsan 8 نظر

مهدی یک بیت از غزل سعدی با مطلع “من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی” را توی فیسبوک ناقص نوشته بود. همین باعث شد به یاد تضمین شهریار از این غزل بیفتم و بعدش هم به یاد هدست نازنینی که برایش 22 یورو سلفیده بودم افتادم و audacity که نصب بود و البته مامان آیدا که دوست داشت در یک شب شیرازی در دلفت شعر را از زبان بابای آیدا بشنود. از شما چه پنهان آن زمان ها که هنوز دل و دماغی بود یک بار با اعتماد به نفس بخشی از خسرو و شیرین نظامی را با شرح و تفسیر خودم (!) برای مامان آیدا ضبط کردم و فرستادم. همان بخش “سخنی در عشق” که با این بیت شروع می شود: “مرا از عشق به ناید شعاری/ مبادا تا زیم جز عشق کاری”. البته مامان آیدا بعداً گفت که خوشش آمده. هر چند خوشش هم نیامده بود بابای آیدا را خراب نمی کرد. آن هم توی دوران نامزدی. در هر حال بابای آیدا شعر خوب شهریار را با صدای بدش -سلام بهروز- خوانده و این پایین گذاشته برای شنیدن. فقط یادتان باشد اگر تصور خوبی نسبت به بابای آیدا دارید مثلاً فکر می کنید چیزی از ادبیات می فهمد و این ها قبل از گوش کردن به هنر نمایی اش از تصورات خوبتان یک فایل بک آپ تهیه کرده و بعد از شنیدن ابیات، روی تصورات شکل گرفته جدید کپی کنید. یادتان باشد که بابای آیدا -و احتمالاً خود آیدا در آینده- حرف “ر” را نمی تواند تلفظ کند. پس دقت داشته باشید هرجا کلمات “ر” دار را بد شنیدید به گیرنده های خود دست نزنید. ایراد از گوینده است. این شما و این صدای بابای آیدا روی موسیقی آیدا خانم:

پی نوشت 1- بدبخت شدم تا فهمیدم چطور باید فایل صوتی را توی وبلاگ های وردپرس گذاشت.

Categories: روزانه, ویدیو و عکس برچسب‌ها,

هوای سابونات سرده خدایا

به کوهای سابونات چشمای من افتاد           دوباره آتشی بر جونم افتاد

هوای سابونات سرده خدایا                     دلم از غصه پردرده خدایا

من همدم تو…

تو گل نرگسی من شبنم تو

آیدا

آوریل 26, 2009 Ehsan 5 نظر

dscn0148-1014-x-760

dscn0177-1014-x-760

dscn0178-1014-x-760

dscn0195-1014-x-760

Categories: عکس, ویدیو و عکس برچسب‌ها,

خاله ریزه و قاشق سحرآمیز

آوریل 19, 2009 Ehsan 9 نظر

19042009419

19042009421

18042009384

18042009400

18042009387

Categories: عکس, ویدیو و عکس برچسب‌ها,

تو هم نایی و هم نایی

جمال صبح دم از غنچه نیلوفرین شب            بر آری چون شکوفه تا شکفتن با گل آموزی

جبین چشمه پرچین می کنی تا از نسیم صبح             پریشیدن به زلف بید و سرو و سنبل آموزی

صبا گویی کشد بازی کنان چادرنماز گل               که تا نالیدن و شورافکنی با بلبل آموزی

.                            چرا طوطی طبع من نیاموزد شکرخایی

چه پیدایی که در پشت هزاران پرده پنهانی                چه پنهانی که از پشت هزاران پرده پیدایی

نگویم که از پس آیینه طوطی وار دارندم                   که ما گویای خاموشیم و تو خاموش گویایی

تو آن نایی جادودم که در ما می دمی چون نی             خطا گفتم که ما خواب و خیالیم و تو خود مایی

.                                تو هم چنگی و هم چنگی؛ تو هم نایی و هم نایی

با صدا و تصویر شاعر بشنوید و ببینید (از 2:20 به بعد).

پ. ن. 1: باورتان می شود که شهریار و اخوان را برای خواندن بهاریه به تلویزیون ایران -آن هم شبکه 1- دعوت می کرده اند؟ بعدش هم ساقی نامه ناظری را پخش می کرده اند؟ همین صدا و سیمای آشغال خودمان!

الهی به مستان میخانه ات/ به عقل آفرینان دیوانه ات…

پ. ن. 2: واقعاً “چرا طوطی طبع من نیاموزد شکرخایی”؟

پ. ن. 3- بابای آیدا این را اگر ننویسد می ترکد. تأثیرات همین شعر کوتاه اخوان روی بابای آیدا بیشتر است از صدها ساعت صحبت های خواب آور آدم های مدعی و صاحب تریبون صدا و سیما.