اصولاً از این پست برداشت تبلیغاتی و این ها نکنید. بابای آیدا فقط یک مرور مختصر می نویسد برای آن هایی که می خواهند بیشتر درباره این وسیله بدانند و احیاناً پول بی زبان را بدهند برای خریدنش. همین اول منت هم بگذارم سرتان که اگر همین را توی سایت bol.com می نوشتیم می توانستیم توی قرعه کشی صد یورویی بن خریدش شرکت کنیم اما چه کنیم که به قول حاج محمد ثانی “ما خراب رفیقیم”.
اول از هانس نقل قول کنم که: “هر وقت می خوام سفرای طولانی هوایی برم (منظور برزیل است) به خودم می گم که این یکی کتابو توی هواپیما می خونم. بعد می گم که شاید هوس کردم اون یکیم بخونم. شاید خواستم دو تا مقاله هم ریویو کنم. و خلاصه آخرش مجبور می شم یه کیف پر از کتاب با خودم ببرم”. استفاده از کامپیوتر و کتاب های الکترونیکی بهترین راهی است که برای حل این مشکل وجود دارد. ولی مشکلاتی سر راه هست: اول این که چشم را -خیلی- اذیت می کند به خصوص در مورد آدم های عینکی مثل بابای آیدا. دوم اینکه باتری کامپیوتر معمولاً بیشتر از دو سه ساعت جواب نمی دهد. سوم اینکه بزرگ و سنگین است (که البته می توان از نت بوک های جدید استفاده کرد که سبک هستند). چهارم این که آدم از یک وسیله خیلی پیچیده برای انجام یک کار کوچک استفاده نمی کند. و پنجم این که صفحه مونیتور لپ تاپ با نوشته روی کاغذ خیلی خیلی تفاوت دارد.
برگردیم به خود بابای آیدا و دلایل شخصی اش. یکی از تفریحات یا شاید اعتیادهای بابای آیدا خواندن رمان قبل از خواب است. معمولاً هم یا رمان های ایرانی می خواند یا از این رمان های انگلیسی سحر و جادوگری توی مایه های هری پاتر و آرتمیس فاول و بقیه. معمولاً توی این داستان های کودکانه طنازی های زیبایی هست که در ترجمه از بین می رود که قبلاً توضیح داده ام. در نتیجه بابای آیدا لپ تاپ را می برد توی تخت و کتاب مربوطه را که از اینترنت دزدیده باز می کند و با دیکشنری مشغول می شود به خواندن. اگر مثل پسر باهوش کتاب دوم دبستان رد پای الاغ مربوطه را در کار بابای آیدا دنبال کنیم می بینیم که نیازهای بابای آیدا یک صفحه نمایش و نرم افزاری برای خواندن فایل پی دی اف است و البته یک دیکشنری شیرازی که با کلیک بر روی هر کلمه معنایش را نشان دهد. مشکلات این نوع مطالعه یکی سوزش چشم است و دومی که خیلی مهم تر است نیاز به خاموش کردن کامپیوتر و گذاشتنش زیر تخت که خواب را از چشم آدم می پراند. مشکلی که در استفاده از کتاب چاپی نیست و همین که احساس خواب کردی کتاب را می بندی و می خوابی. حالا بابای آیدا را تصور کنید که وسیله ای پیدا کرده برای حل تمام مشکلات بالا. ایبوک ریدر سونی PRS-600 اگرچه نسبتاً گران است (300 یورو در هلند و 300 دلار در آمریکا) ولی همه ویژگی های مورد نظر بابای آیدا را داشت. فکر نکنید چون خودم خریدم دارم تبلیغش را می کنم ها! نه! مثلاً ما یک دوربین نیکون هم داریم که عمراً به هیچ کس توصیه اش نمی کنم از بس جنس مزخرفی است.
این دستگاه یک صفحه نمایش شش اینچی دارد با رزلوشن -اگر اشتباه نکنم- 800 در 600. این صفحه نمایش ها از تکنولوژی ای-اینک یا کاغذ الکترونیک استفاده می کنند و فقط 16 رنگ دارند بین سفید و سیاه. اگر حوصله نگاه به لینک را ندارید بگویم که این صفحه نمایش ها سفید هستند، اصطلاحاً بک-لایت نیستند یا هیچ گونه تابش نوری ندارند مثل صفحه ماشین حساب و انرژی بسیار کمی مصرف می کنند. همین مسأله باعث می شود برای استفاده در ابزاری که با باتری کار می کنند ایده آل باشند. چند شرکت هستند که در حال حاضر با استفاده از این تکنولوژی ایبوک ریدر تولید می کنند که به دلایلی PRS-600 گزینه منتخب بابای آیداست.
اول اینکه تاچ (Touch) است. دوم اینکه دیکشنری دارد. ترکیب این دو می شود دیکشنری شیرازی. لازم به یادآوری است که فقط یکی دو شرکت دیگر هستند که از تاچ اسکرین استفاده می کنند و قیمتشان بالای 600 یورو است!
دوم اینکه علاوه بر فرمت های معمول ایبوک ریدرها دو فرمت pdf و doc را هم نمایش می دهد. هرچند ایبوک ریدرهای جدید پی دی اف را نمایش می دهند، ولی با این یکی در باز کردن فایل های خیلی بزرگ (ایبوک های اسکن شده فارسی که بین ده تا سی مگابایت حجمشان است) به مشکلی برنمی خورید.
سوم ها اینکه با فونت های فارسی مشکلی ندارد. یعنی من تا الان مشکلی ندیده ام. اندازه و وزنش مناسب است و موقع مطالعه قبل از خواب اذیت نمی کند. باتریش با یک بار شارژ چهار پنج روز جواب می دهد (حدود 7000 برگ زدن).
این را هم بنویسم که بر خلاف نمونه های مشابه امکانات وایرلس ندارد. اگر قصد دارید گوگل ریدرتان را روی این وسیله بخوانید می توانید دسامبر آینده نسخه جدید همین دستگاه را با صفحه نمایش 7 اینچی و امکان اتصال به شبکه وایرلس (فکر کنم 3G) با 50 دلار بیشتر در آمریکا بخرید.
این هم چندتایی تصویر از این ابزار دوست داشتنی که در نور آفتاب گرفته شده.



