ماه رمضان، شب های احیا، نظامی و هاتف

یادم می آید پارسال که تهران تنها بودم، اولین سحر ماه رمضان تفألی زدم به دیوان نظامی. مثنوی لیلی و مجنون بود که با نیایش های ابتدایش بسیار گریسته ام و حتماً گریسته اید. خمسه نظامی -هر پنج بخشش- حال و هوایی می دهد به آدم (یا برای من اینگونه است) که خیلی ماندگار است. اثرش می ماند. مثل خواندن یک رمان خوب است. اصلاً برای من همیشه ارزش یک کتاب با میزان اثری که در خودم می گذارد -و نه اثری که دیگران می گویند بر ما گذاشته- مشخص می شود. مثل «سووشون» استاد سیمین دانشور. استاد به این دلیل که به من خیلی آموزانده با اثرش. وقتی خواندمش یک هفته تمام خودم نبودم. رفته بودم جای دیگری که حال خوشی داشت…

نظامی برایم همیشه همینطور بوده. کافی است بازش کنی و بخوانی تا حال کنی. فرقی نمی کند کجایش. من آن شب که بازش کردم لیلی و مجنون آمد. مرگ عبدالله بن سلام شوهر لیلی و بحثی که نظامی کرده بود در مورد تدبیر و تقدیر.

یک بار رمانی خواندم که یک جمله بیشتر نبود. اگر سووشون یک هفته مرا با خودش به جای خوبی برد، این رمان مدتهاست که می بردم همانجا. شاید می بردم به شهر گنبد سیاه نظامی. یا شاید اتوپیای اسکندر نامه. نمی دانم. رمان اینطور شروع می شد:

تدبیر عین تقدیر است و برعکس.

رمان زیبایی که شروع می شود و نمی دانم چرا بر خلاف همه رمان های خوب -که تمام می شوند و بعدش غصه شان را می خوری- هنوز تمام نشده برایم. مطمئنم که فیلم های زیادی دیده اید -مثل مقصد نهایی 1 و 2 و 3 یا موارد مشابه- که همین مسأله را سعی می کنند نشان دهند. ولی برای من این جمله با ابیات نظامی روشن شد که در آن سحر رمضان خواندم. و شاید تقدیر این بود که بعد از سحری نظامی را باز کنم و این ابیات بیاید:

هر نکته که بر نشان کاری است          در وی به ضرورت اختیاریست

در جنبش هر چه هست موجود           درجی است ز درج های مقصود

کاغذ ورق دو روی دارد                      که آماجگه از دو سوی دارد

زین سوی ورق شمار تدبیر             زان سوی دگر حساب تقدیر

کم یابد کاتب قلم راست               آن هر دو حساب را به هم راست

بس گل که تو گل کنی شمارش        بینی به گزند خویش خارش

بس خوشه حصرم از نمایش             که انگور بود به آزمایش

بس گرسنگی که سستی آرد           در هاضمه تندرستی آرد

بر وفق چنین خلاف کاری                تسلیم به از ستیزه کاری

القصه چو قصه اینچنین است           پندار که سرکه انگبین است

و ادامه ماجرا و آزرده شدن لیلی از شوهرش و صد البته تحمل و بیمار شدن ابن سلام شوهر لیلی و تشخیص بیماری و درمان و پرهیز نکردن ابن سلام از آنچه نباید می خورد و بیماری مجددش و فاتحه!

راستش می خواستم کمی شعر را باز کنم، ولی به این نتیجه رسیده ام که اینکاره نیستم. یعنی اینکه مضمون زیبای شعر را با توضیحات زشتم خراب می کنم. فکر نکنید شکسته نفسی می کنم. عین واقعیت است.

شب 23 رمضان است. مذهبی باشیم یا نباشیم، بار معنوی امشب خیلی بالاست. یعنی اینکه آدم ها زورشان را می زنند تا از این شب استفاده کنند. دلیلش یا اخلاص است، یا ایمان بازاری -به هر حال سر انگشتی هم که حساب کنی خوب می ارزد که یک شب عبادت کنی و هزار ماه حساب شود. وارد این بحث نمی خواهم بشوم. فکرم چیز دیگری بود.

چند سالی هست که در این شب سعی می کنم حرف هاتف را باز هم بخوانم و بخوانم و بخوانم، برای توشه سال بعد. ترجیع بندی که می خواسته ام و می خواهم ترجیع بند زندگیم شود و البته نشده.

که یکی هست و هیچ نیست جز او              وحده لا اله الا هو

این را وقتی بگذارم کنار یکی از معدود دعاهای پر معنای مفاتیح، یعنی جوشن کبیر، تمام حال بدم می رود. ولی باید خیلی زور بزنم تا بشود. خیلی. ولی اگر هم شدنی باشد که هست و بتوانم که شک دارم، چه شود! به قول معروف «یک دریا دوغ می شود».

اما چرا جوشن کبیر؟ چون لیست کاملی است از تمامی ضعف های انسان. از چیزی که می خواهد باشد و نبوده و نیست. کدام یک از ما هست که نخواهد در صفحه «about» خودش جوشن کبیر را کپی-پیست کند؟ جوشن کبیری که هاتف اصفهانی صاحبش -نه مالکش- را در همه جا دیده. چرا ما نبینیم؟ چرا ما نباشیم؟!

می پرسی آن رمان یک جمله ای از که بود؟! از علی که دوستش دارم و داری.

این نوشته در احیاییه ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای ماه رمضان، شب های احیا، نظامی و هاتف

  1. Rouhi :گفت

    ee commenta bala boodan, khosh be halet ba in ghalamet va sad albatte dele safet
    ———————————————————————————–

    روحی جان چوبکاریم نکن. هنوز سیاه مشق می نویسم. کو تا دل صاف؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s