حالم گرفته شده آیدا جان.

اسرار گنج دره جنی، ص 78، ابراهیم گلستان

…آسان گویی به درد نمی خورد. آسان گویی کلام را از سر و رمز می انداخت. بی سر و رمز اگر می گفت باید دلیل می آورد. با سر و رمز نیازی نبود به استدلال. وقتی دلیل بیاری حاجت به باز هم دلیل آوردن و بدتر، رسم دلیل آوردن را رواج بخشیدن به پیش می آید؛ و هیچ چیز برای قبولاندن، پر دردسرتر و مضرتر از دلیل آوردن نیست. ایمان را ارزانتر از عقیده می شود به دست آورد. ایمان آیه می خواهد، عقیده اندیشه. اندیشه مشکل است ولی فرمول تنها به حافظه محتاج است. فرمول و آیه و طلسم آسان تر به کار می آید، سریع تر اثر دارد. با سر و رمز و مغلق گویی سخن گفتن پر طمطراق تر بود، مطمئن تر بود…

میراث، مهدی اخوان ثالث

…این عموی گیج و گول و کوردل، تاریخ

تا مذهب دفترش را گاه گه می خواست

با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید

رعشه می افتادش اندر دست

در بنان در فشانش کلک شیرین سلک می لغزید

حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست

زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خواست

هان کجایی ای عموی مهربان بنویس…

امروز این لینک را دیدم و خیلی حالم گرفته شد. از محتوایش نه که قبلاً -تقریباً- همه اش را دیده بودم. ولی از کامنت هایش خیلی دلم گرفت. حوصله داشتید بخوانید تا یکی دو روز دیگر در موردش و خط و ربطش به مطالب بالا بنویسم.

این نوشته در روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای حالم گرفته شده آیدا جان.

  1. بازتاب: حال گرفته شده و دودره بازی « خاطرات آیدا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s