روایت بابای آیدا از نیمه دوم بازی ایران-امارات- پخش مستقیم از دلفت

ist2_2180870-couch-potato-285-x-285مقدمه: یک عدد بابای آیدا در یک آفیس خالی بدون همکار و یک عدد کامپیوتر متصل به اینترنت غیر زغالی (ذغالی؟) و البته کرم فوتبال:

– تا الان که یک ضربه آزاد برای ایران شکل گرفته موبایل یوسفی -گزارشگر بازی- ده بار زنگ خورده. سه بارش را هم جواب داده! حیف که مریم تذکر شدید داده که اینجا فحش ننویسم.

– دیدن بازی ایران بابای آیدا را به یاد یک کلمه مقدس می اندازد: «رفع تکلیف»

– بابای آیدا اطمینان دارد که گزارشگران عرب از همتاهای ایرانی بهترند. این را از صدای پرهیجان گزارشگر نزدیک یوسفی فهمیده که از اول بازی دارد روی اعصاب -با پای برهنه و دشداشه- راه می رود و یک لحظه هم قطع نمی شود. ولی گزارشگر ما مرتب دارد به موبایلش جواب می دهد.

– بابای آیدا با دیدن تعویض های علی دایی یاد زمان های قدیم می افتد که در عسلویه و بندر امام تدریس می کرد. آن جا بابای آیدا یک مسأله شبیه سازی که جوابش را بلد بود به عنوان یک مسأله جدید و کاملاً بداهه مطرح می کرد. دو سه تا راه حل غلط هم رویش اجرا می کرد و بعد از مدتی اتلاف وقت راه اصلی را که از قبل می دانست رو می کرد. بابای آیدا خوب یادش مانده که با استفاده از این روش در بین مهندسان شرکت کننده در کلاس -و همکارانشان که بعداً وصفش را می شنیدند- تبدیل به خدا می شد. (الان گل مساوی را زدیم)

– هر چند که سوپروایزر بابای آیدا همیشه به کار ایشان اعتقاد و اعتماد داشته، ولی باز هم بابای آیدا به «غلامرضا رضایی» حسادت می کند.

– بابای آیدا بین دو نیمه و حین شنیدن فرمایشات «افشین پیروانی» یک لحظه احساس کرد که توی صندلی شماره هشت اتوبوس تهران-شیراز نشسته و به صحبت های یکی از مسافرین سیگاری کنار راننده گوش می کند.

– به نظر بابای آیدا اگر داور عربی بلد بود یا حداقل فحش هایش را می دانست به احتمال نود و نه و اندی درصد «حسون کعبی» و شماره ده امارات را اخراج می کرد.

– بابای آیدا به اعتماد به نفس کسانی که هنوز به نفوذ اعراب بر داوران آسیا اعتقاد دارند درود می فرستد و از همین جا اعلام می کند که به هر یک از آن ها که کاندیدای انتخاب ریاست جمهوری آینده شوند حتماً رأی می دهد.

– بابای آیدا به شانس اعتقاد ندارد. سعی می کند در حرف ها و کارهایش هم از این کلمه استفاده نکند؛ اگر «علی دایی» بگذارد.

– بابای ایدا نمی تواند به عنوان حسن ختام دو کلمه از کارشناس برنامه و مربی سابق تیم ملی و فعلی پرسپولیس که حقوق یک سالش کفاف هزینه تحصیل و زندگی بابای آیدا و همسر محترمه و آیدا خانم در هلند را می دهد، نقل نکند:

– کرنل (Cornel) به جای کرنر

– گلیر (Goleyr) به جای گلر

پ. ن. 1- به نظر من تلفظ لغات انگلیسی با لهجه شیرازی خیلی هم قشنگ است به شرطی که گوینده بتواند کلمه ای را که می گوید بنویسد.

پ. ن. 2- در زمان های دور که گل آقایی داشتیم و یک داروخانه -بله درست خواندید، داروخانه- هم در استهبان بود که مجله اش را می فروخت و هنوز طنز و طنازی زنده بود و مجله های خانواده سبز و سفید و قرمز و صورتی و بنفش خانه ها را فتح نکرده بودند، یک فدوی هم بود که یک ستون افاضات می نوشت و همیشه اولین ستونی بود که می خواندم. فکر کنم این مطلب را هم تحت تأثیر همان ستون نوشته باشم.

این نوشته در روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای روایت بابای آیدا از نیمه دوم بازی ایران-امارات- پخش مستقیم از دلفت

  1. محسن :گفت

    صادقانه می گم که واقعا حال کردم. راست می گی عین فدوی بود، خدا بیامرزتش..
    ———————————————————————————————-
    چوبکاریم نکن محسن جان. هنوز وقتی «افاضات فدوی» رو توی «گل آقا» های قدیمی می خونم حال می کنم.

  2. Rouhi :گفت

    jaleb bood ghorban

  3. ali :گفت

    afarin be babaye ayda, ma ke ahle footbal nistim, vali vase tanha nadidan babaye ayda mitoonan beran 2 tabaghe bala ba ali agha va farzad too otaghe phd haye nafti footbal tamasha konan!

  4. Mammad Shuti :گفت

    سلام بابای آیدا خانم
    همه چیزایی که نوشتی قبول ولی من قسمت آخر نوشته رو درک نمی کنم.
    درسته که «مربی سابق تیم ملی و فعلی پرسپولیس که حقوق یک سالش کفاف هزینه تحصیل و زندگی بابای آیدا و همسر محترمه و آیدا خانم در هلند را می دهد» گفته
    – کرنل (Cornel) به جای کرنر

    – گلیر (Goleyr) به جای گلر
    ولی دانشجوی دکترا که به جای Goalkeeper بگه Goaler از اونم بدتره.
    «آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.»
    ————————————————————————————————–
    توی هاکی روی یخ به دروازه بان میگن goaler. درسته عزیز؟ بعدشم میدونی که توی ایران همون گلر رواج داره. پس زود قضاوت نکن. اوکی؟ ضمناً به دروازه بان goalee هم میگن که میشه goalie هم نوشت. دروازه بان فقط goalkeeper شما نیست.

  5. علیرضا :گفت

    سلام احسان جان

    خوبی ؟ من از وبلاگ محسن وبلاگت رو پیدا کردم. امیدوارم منو یادت بیاد! من اون علیرضای وبلاگ محسن هستم. خوشحال شدم دیدم وبلاگت رو. اوضاع مرتبه؟ بابا هم که شدی به سلامتی! تبریک می گم. خوشحالم که دوستانم رو پیدا می کنم.

    شاد باشی
    علیرضا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s