خون چکید از شاخ گل…

yari-400-x-300قسمت دوم پست قبلی مطلقاً هیچ ربطی به پست بعدی و پست محسن ندارد. بابای آیدا مدت هاست که می بیند آدم های مدعی دین داری ادعای غلطی می کنند و با یک حدیث یا آیه -خوب- هم سعی در محکم کردنش دارند. مشکل این جاست که با اثبات غلط بودن مدعای مدعیان ضربه اصلی به آن حدیث یا آیه -که به غلط استفاده شده- وارد می شود. بابای آیدا الان چند ماهی است که ذهنش درگیر این مسأله است و به شدت تمام با خاطیان برخورد می کند. متأسفانه گاهی هم ترکش هایش به نیروهای خودی می خورد. خوب برادر من! داری وارد صحنه جنگ می شوی با لباس دشمن نیا! تیر می خوری. خبر نداری. قضیه خیلی خیلی برای بابای آیدا جدی شده!

هرچند که بابای آیدا هم باید کمی مرزهای نبرد را مشخص کند و از این بابت شرمسارانه پوزش می طلبد و صدهزار بار سرش را محکم می کوبد به لبه تخت. خوب شد؟

پی نوشت- بابای آیدا طاقت نشستن غباری کوچک بر آینه قلب دوستانش را هم ندارد. حیف که این بابای آیدا گاهی از شدت خاک بر سری همه جا را پر از گرد و خاک می کند.

این نوشته در آقای عقل کل, برای آیدا ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s