درخت انجیر معابد

anjir-e-maabed01

1- پیرمرد، آیدا را که بغل مریم دید نگاهش کرد و گفت: «توی چشم راستش نگاه کن و بگو سبحان الله و توی چشم چپش نگاه کن و بگو لا اله الا الله. این یک حکمتی دارد که بعد سر فرصت برایت می گویم». نرم خنده آیدا را که دید خوشحال شد و گفت «خودش هم فهمید». سر ذوق آمد و ادامه داد «حکمتش را برایت می گویم. یک شب قبل از به دنیا آمدن بچه اولم خواب دیدم که دختردار شده ام. یک آقای نورانی آمد و گفت که همان حرف ها را در چشم بچه بگویم. بعد از به دنیا آمدنش همان طوری بود که در خواب دیده بودم». پیرمرد ریش و صورت سفیدی داشت و -همان گونه که یکی از دوستان هم اشاره کرد- ما معمولاً به آن چهره نورانی می گوییم.

2- «حرف راست را از بچه بشنو». یک واقعیت است که بچه در بیان مشاهداتش ملاحظات روزمره ما انسان های عاقل -دروغگو، پنهانکار، دورو- را ندارد. می خواهم این را هم اضافه کنم که بچه ها اطرافشان را بدون هیچ پیش داوری می بینند. همین است که برخی چهره ها که برای من ترسناک هستند، آیدا را به خنده می اندازند.

3- سال هاست که ما پدر و مادرهای عاقل -دروغگو، پنهانکار، دورو- آدم ها را در اولین نگاه می شناسیم. این شناخت را مبنای قضاوت می کنیم. قضاوت مان را با اتفاقی که از جایی دور در ذهن داریم مدلل می کنیم. در نهایت هم این مجموعه را به کودک کم عقل -راستگو و یکرو- منتقل می کنیم تا از او هم انسانی عاقل چون خود بسازیم.

4- امروزه رسانه ها چهره استانداردی برای نمایش افراد سالم و ناسالم دارند. بابای آیدا سال های سال آدم هایی با ریش و صورت سفید را انسان هایی قابل اعتماد و آدم هایی با کت و شلوار و کراوات و صورت اصلاح شده را انسان هایی «مورد دار» می دید.

5- تا به حال چند نفر را دیده اید که ادعا می کنند انسان ها را در اولین نگاه می شناسند؟ بهتر است بپرسم تا به حال چند بار برای خودتان پیش آمده انسان ها را در اولین نگاه بشناسید؟

6- کسانی که خوب دروغ می گویند موجودات خطرناکی هستند. از آن ها خطرناک تر کسانی هستند که دروغ های خودشان را هم باور می کنند.

7- بعد از عمری بالاخره معنی حکمت را هم فهمیدیم.

8- مطالعه «درخت انجیر معابد»، اثر ارزشمند «احمد محمود» به همه دوستان توصیه اکید می شود.

این نوشته در آقای عقل کل, برای آیدا ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای درخت انجیر معابد

  1. خروش :گفت

    من بارها شده که انسانها رو در اولین نگاه شناختم، البته بعد فهمیدم که فقط 180 درجه اشتباه کردم!
    ——————–
    آخ گفتی!

  2. Nasim :گفت

    سلام. نمی دونم چرا این کتاب احمد محمود رو دوست نداشتم ولی زمین سوخته را بسیار. ما ان شاالله یک شنبه می آییم کاش زودتر درمورد این اقدام حمایت از حیوانات گفته بودین ولی چشم به بابای بچه ها می گم. هرچی باشه یه آیداست و یه عالمه خاله و عمو !

  3. Ehsan :گفت

    زمین سوخته رو هنوز نتونستم بخونم به جز جمله اولش. آیدا میگه منتظر سیخ ها می مونم می خوام براش برای خاله ها و عمو ها کباب درست کنم!

  4. Rouhi :گفت

    keyabe hamsayehash ro khridam, zamine sookhte ro ham khasti hazeram behet gharz bedam,
    —————————————————-
    همه کتاب هاشو دارم. زمین سوخته رو هم اینجا داریم. مریم خیلی جاهاشو برام تعریف کرده! خیلی تلخه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s