امید

1- انسان به امید زنده است. ما ایرانی ها معمولاً خیلی دیر ناامید می شویم و به همین خاطر است که هنوز خیلی مسائل برایمان قابل تحمل است. به همین خاطر است که فکر می کنم عادل فردوسی پور سوال خوبی مطرح نکرده بود.

2- «مردم ما تحلیل نمی کنند. یا تجلیل می کنند یا تکذیب». حرف جناب آقای تاج بود. نایب رئیس فدراسیون فوتبال. بابای آیدا می گوید: مردم ما همیشه تحلیل می کنند و بر اساسش تخریب می کنند؛ تقلید می کنند؛ تعظیم هم می کنند. پاچه خواری هم -به وقتش- می کنند. جو گیر هم که می شوند.  ولی تجلیل و تکذیب مدت هاست که به کار ثابت مدیران ایرانی تبدیل شده.

3- نتایج نظر سنجی: 62 به 38 به نفع عدم صعود به جام جهانی؛ مردم ما امیدشان را هم به نفع تحلیل شان می کشند.

4- قبل از حضور مایلی کهن در استودیو صحنه ای از بحث و جدل های بی موردش با مدیر یک باشگاه پخش می شود. حالا می فهمم که چرا عادل قبل از همه ما ناامید شده بود.

5- مایلی کهن با شنیدن صحبت های خودش جوگیر شده بود. به همین دلیل بیش از نیمی از صحبت های ابتدایی اش نیمه کاره رها شد.

6- یک جک بی مزه و مناسبتی هست که خوب یادم نمانده کی به کی می گوید «قربون دست و پای بلوریت برم». خوشمزگی های مایلی کهن همین جک بی مزه را به ذهن بابای آیدا آورد. لطفاً کسی در جواب خوشمزگی های بابای آیدا این را به عنوان کامنت ننویسد.

7- این جا سیاسی نمی نویسیم. مایلی کهن حرف های بی مزه می زد و خودش می خندید. مایلی کهن می خواهد تیم ملی را سر سفره و سجاده مردم بیاورد. مایلی کهن هر سوال فردوسی پوررا با چند سوال -معمولاً بی ربط- جواب می داد. مایلی کهن حاضر نبود خودش را به رای مستقیم مردم بگذارد. مایلی کهن به جای -و در اثبات- توانایی های خودش  مدام از ضعف های دیگران می گفت. مایلی کهن ضعیف ترین بخش های رزومه اش را نقاط قوت می دید. مایلی کهن انتظار داشت اگر تیمش به جام جهانی هم نرفت کارش ادامه پیدا کند. مایلی کهن نه به فکر موفقیت در ماموریت پیش رو که در اندیشه فتح افق های دوردست بود. چقدر همه این تفکرات آشناست.

8- مایلی کهن خودش را مستقل می بیند و تصور می کند به هیچ جا و هیچ کس وابسته نیست مگر خدا. مایلی کهن به جای برنامه کاری موفقیت های گذشته اش را رو می کند. مایلی کهن در هر جمله اش چند بار از «من» -با تأکید- استفاده می کند و خود را خودخواه نمی داند (هر چند از نظر بابای آیدا خودخواهی بد نیست). مایلی کهن در هر زمینه ای ایده دارد و صاحب نظر است. او هیچ نیازی به مشاور و آنالیزور ندارد، چون همه کارها را خودش انجام می دهد. مایلی کهن بعد از هر اظهار نظری سرش را با لبخند به نشانه تأیید خودش تکان می دهد. مایلی کهن خود را نقدپذیر ترین انسان روی زمین می بیند؛ حیف که همه نقدها مخرب (یا به قول خودش مخربانه بر وزن مشفقانه!) هستند. بابای آیدا خیلی از این حالت ها را از سر گذرانده و هنوز گرفتار برخی دیگر است. بابای آیدا مایلی کهن را خوب می فهمد. او -بی شک- از خودمان است.

9- بابای آیدا آرزوی روزی را دارد که یک نفر -رئیس جمهور، وزیر، وکیل، مدیر، معاون، کارمند، آبدارچی فرقی نمی کند- بیاید و بگوید: «برنامه ام این بود. اینجایش اشتباه بود. اینجایش خوب انجام نشد. آن جایش را خوب پیاده کردیم. برنامه آینده ام هم این است. خلاص!». انسان به امید زنده است ولی بابای آیدا شک ندارد که در حسرت آمدن آن روز خواهد مرد.

این نوشته در آقای عقل کل, روزانه ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای امید

  1. Rouhi :گفت

    babaye aida fekr konam behtare ke ziad omidvar nabashe, ensan ba omid zende nist, ba omid khodesho gool mizane vo az pishrafte khodesh jelogiri mikone

  2. Ehsan :گفت

    روحی جان اون با اون بخش که آدم خودشو با امید گول میزنه موافقم. ولی اینکه جلوی پیشرفت آدمو -لزوماً- بگیره جای بحث داره. هرچند الان که دارم فکر می کنم با اونم 50-50 موافقم!

  3. nasim :گفت

    ey val roohi!

  4. Roozbeh :گفت

    babaye Aida mesle Ferdousi -pour maghlate kari mikone. mohemnist ke ma az Mayeli Kohan bademoon miad va az Ferdousipoor khoshemoon. 2 Shanbe Ferdousipour kasif bazi kard

  5. Ehsan :گفت

    دوست عزیز آقا روزبه،
    اصلاً بحث من توی این مطلب این نبود که از مایلی کهن و فردوسی پور بدمون بیاد یا خوشمون بیاد. بحث من بیشتر سر این بود که مایلی کهن و تاج به عنوان دو تا آدم مسئول حاضر نیستند از توانایی ها و ضعف های رزومه و برنامه هاشون صحبت کنند. بلکه فقط وارد بازی های احساسی میشن. وقتی خودشون احساسی عمل می کنن میشه توقع داشت که مردم هم درباره شون معقول نظر بدن و قضاوت کنن؟ ضمن اینکه من اینجا فقط حرف های مایلی کهن رو تکرار کردم. ببینید هیچ نشانه ای از تفکر و برنامه توی حرفاش هست؟ اینکه کار فردوسی پور هم خوب نبود رو قبول دارم و فکر نکنم توی این مطلب چیزی گفته باشم از اینکه از فردوسی پور خوشم میاد. اینکه حرفی در نقد کار فردوسی پور نزدم دلیلش این بود که اون شب فکرم درگیر نوع صحبت های -کاملاً- مشابه مدیران ایرانی بود.
    ممنون که مطلب رو خوندی و نظر دادی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s