آشغال کثافت (1)

زمانی که دانشجو بودم -و طبیعتاً به میزان زیادی گل مجنون- تصمیم گرفتم برای شروع پروژه فوق لیسانسم از تمامی اساتید متخصص و اهل فن کمک های فکری بگیرم. اولین استادی که به سراغش رفتم بعد از شنیدن سوالم که فقط درخواست معرفی چند مرجع مناسب برای آشنایی بیشتر با روش های آزمایشگاهی تعیین سرعت واکنش بود؛ با لحنی دلسوزانه پرسید: «استاد راهنمات کیه پسرم»؟ و بعد از اینکه از من گل مجنون جواب راست شنید با همان لحن دلسوزانه ادامه داد: «پسرم! چرا پروژه ای برداشتی که بلد نیستی؟». و این تمام جوابی بود که آن»استاد» گرامی در جواب سوال بابای آیدا داد. در همین لحظه بود که علی رغم همه گل مجنونیت و سیب زمینیت، خون جلوی چشم بابای آیدا را گرفت:

آشغال کثافت! وقتی دانشجو سوال علمی می پرسد جواب علمی بده بی شعور. حتماً باید می فهمیدی استاد راهنمای طرف کی بوده که فردایش بکوبی توی سر آن بدبخت از همه جا بی خبر تا او هم بکوبد توی سر من دانشجوی بدبخت؟ آشغال کثافت! آن جمله دومت که اصلاً نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

آشغال کثافت! این یکی را برای دل خودم گفتم.

بابای آیدا برای اینکه نشان دهد یک انسان می تواند به چه میزان گل مجنون باشد سراغ چند استاد دیگر هم رفت و البته -به جز یک مورد- دست خالی برگشت. ولی هیچ کدام به اندازه آن استاد بالایی شایسته لقب «آشغال کثافت» نبود.

پ.ن. بابای آیدا همین جا اعلام می کند که یکی از اساتید (دکتر خ.) با روی خوش و حوصله بسیار زیاد شاید حدود یکی دو ساعت بابای آیدا را راهنمایی کرد. بابای آیدا ایشان را در گروه استثنائات دنیای دانشگاه طبقه بندی می کند.

این نوشته در آقای عقل کل, آشغال کثافت ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s