شاید بدیهی (2)

بابای آیدا آن وقت ها حرف معلم پرورشی مدرسه راهنمایی شریعتی را باور کرده بود که بعضی از آدم ها می توانند چشمشان را ببندند و مثل هیرو ناکامورای سریال هیروز مثلاً از قم بروند نجف. بابای آیدا علاوه بر اینکه قضیه باورش شده بود دلش هم می خواست. بابای آیدا مدت هاست که این جفنگیات بدون دلیل را باور نمی کند؛ ولی دلیل نمی شود که دلش نخواهد.

پ.ن. خدایی- بابای آیدا اگر جای خدا بود این توانایی را به شیرازی ها نمی داد.

این نوشته در شاید بدیهی ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای شاید بدیهی (2)

  1. Rouhi :گفت

    agha man ba in oza behtare beram hamoon khodaei ro ghabool konam ke felan ghaboolesh nadaram, … ye kam mehraboon bash dar maghame khodaei

  2. Ehsan :گفت

    آقا من فقط دارم بخش «قاسم الجبارین»مو نشون می دم! بخش های مهربونش هنوز مونده😀

  3. آخه چرا؟
    اگر قرار باشه این نعمت به کسی داده شود الحق که شیرازی ها افضل ترند(از فرمایشات من)

  4. Ehsan :گفت

    آخه شیرازی ها فقط همین یکی رو کم دارن! بهار نارنج و هوای خوب و دیوان حافظ و آلبالو پلو و فالوده شیرازی و …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s