حلزون

halazoon01

halazoon02

بابای آیدا امروز برای دومین بار در این هفته -به صورت ناخواسته- به این نتیجه رسید که صدف حلزون -متأسفانه- تحمل وزن یک انسان بالغ را ندارد.

این نوشته در روزانه ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

8 پاسخ برای حلزون

  1. محسن :گفت

    دستكم سلام رفيق!

  2. rouhi :گفت

    ای بی رحم! ای ضد حقوق حیوانات! آیا مگر آن حدیث نبوی را نشنیده ای که هیچ چیزی راجع به این نمی گوید

  3. Ehsan :گفت

    بی سلام عزیزی رفیق😉

  4. Ehsan :گفت

    باور کن نشنیدم😉

  5. نسيم :گفت

    آخ آخ با پا رفتين روش! اونم دو بار‌!!!!!!!!!!!!! غيرقابل بخشش !

  6. Ehsan :گفت

    حیاط ما تاریکه آدم جلو پاشو نمی بینه. حتماً قسمت! این بیچاره ها همین بوده😀

  7. شرمنده ها(با لحن کش دار شیرازی) اما مگه نشستین روش! بچه که بودیم وقتی این اتفاق می افتاد مینشستیم دورش و میگفتیم» بخبخ ریقش در اومد»( همون بدبخت خودمون!)

  8. Ehsan :گفت

    نه. از روش رد شدم. بخبخ ریقش دراومد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s