ملّت

1- دست به کمر ایستاده بود. آرام. لبخند می زد و شادی شاگردانش را می دید. تنها. هیچ خبری نبود از آن بالا و پایین پریدن های بعد از گل در بازی قبل. کارش را انجام داده بود. جام را هانری به دستش داد. با همان آرامش جام را بالا برد. آزاد.

2- فرض کنید که مجموعه ای از بهترین -یعنی جدی جدی بهترین- بازیگران جهانی را دور هم جمع کرده اند. بعد از یک سال تمرین سخت زیر نظر دو کارگردان برگزیده، یک نمایشنامه استثنایی را به صورت زنده برای تمام مردم جهان به روی صحنه می برند. مدت زمان این نمایش سه ساعت است. در این بین شبکه تلویزیونی احمق به اسم «ایکس» در کشور «نابلا» به جای پانزده دقیقه اول نمایش تبلیغ چس فیل پخش می کند. بخش های ابتدای نمایش را هم پخش نمی کند و در عوض یک منتقد درجه سه برای بینندگان نطق می کند. نمایش را از بخش «اکشن»اش برای بیننده ها روی آنتن می برند و هر از گاهی تصاویر تماشاگران حاضر در سالن را -در صورت نداشتن سبیل- با تصاویری تکراری از بخش های مهیج نمایش پوشش می دهند. نمایش به پایانش نزدیک شده و تماشاگران منتظر پایان زیبایش هستند که پر است از شادی و حسرت. هنرنمایی دوربین. اشک و لبخند. آرامش. آسودگی خیال. ولی شبکه ایکس ناگهان پخش تصویر را قطع می کند و آقای کارشناس شروع می کند به تعریف دوباره فیلم از ابتدا تا همانجایی که همه دیده اند. هر از گاهی هم یک تبلیغ چس فیل پخش می شود. آخرش هم یک تکه از پایان بندی نمایش را -همانجایش که جلوه های ویژه دارد- پخش می کنند و تمام.

3- قبل از بازی مصاحبه اش را پخش می کرد. مثل یک بچه مثبت نشسته بود و آرام حرف می زد. بابای آیدا اسپانیولی نمی فهمد؛ ولی باز هم از حالت چهره این پسر خوب، لذت برد. در جریان بازی هم چند باری بد رویش خطا کردند. صدا از این بچه در نیامد. آخر بازی هم مثل یک بچه خجالتی مدالش را از پلاتینی گرفت. سرش را هم بالا نمی کرد. فراموش نکنید که داریم از مسی صحبت می کنیم.

4- بابای آیدا می گوید دو عامل اصلی هستند که باعث به وجود آمدن این فوتبالیست های باادب و بااخلاق اروپایی شده اند: روزنامه های زرد و مدیران باشعور.

5- از برنامه نمایشی قبل از بازی -که هنرپیشه هایش زن بودند- تا انتهای مراسم اهدای جام که حدود سه ساعتی می شد، فقط یک بار تصویری از تماشاگری پخش شد که پیراهن بی آستین پوشیده بود. کسی آمار تعداد سانسورهای پخش زنده شبکه سه را دارد؟

6- تماشاگرانشان از ابتدا تا انتها یک دست یک صدا تشویق کردند. دوربین رفت به بارسلون. شادی مردم از پیروزی تیمشان. تیمی که مال خودشان است و مدیرش را با صندوق رأی انتخاب می کنند. ملت ها اینگونه شکل می گیرند، نه با تکرار هشتاد باره نامشان در یک نطق سی دقیقه ای.

7- بارها آه حسرت فردوسی پور را بعد از هر افتضاح اهدای جام داخلی شنیده ایم. آقای فردوسی پور شبکه ایکس! از خودت پرسیده ای که آیا این ها مراسم اهدای جام دیگری دیده اند یا همیشه عینک صدا و سیمای احمق روی چشمشان بوده؟

8- بابای آیدا می پرسد: چه کسی باعث ایجاد این مجموعه بی ادب، بی شعور، ضعیف، و از خودراضی فوتبالیست های ایرانی شده است؟ مدیران زرد یا رسانه های بی شعور؟

این نوشته در آقای عقل کل ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای ملّت

  1. rouhi :گفت

    عموی آیدا وقت ندارد وگرنه فکر می کرد یک کامنت باحال می نوشت🙂

  2. نسیم :گفت

    ول من دوست داشتم سر الکس و تیمش ببرن !

  3. Ehsan :گفت

    ای بابا! شما که از لنگی ها بدتون می اومد😉

  4. Ehsan :گفت

    همین باحال بود عمو روحی!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s