بتونه کاری

بعضی وقت ها مجموعه ای از گزاره های مختلف توی ذهن آدم هست که فکر می کند به هم مربوط اند. ولی هر چقدر هم زور بزند نمی تواند ربطشان را بنویسد. شاید این تفاوت یک نویسنده است با یک غیر نویسنده مثل بابای آیدا. در هر حال این چند موردش را اینجا می نویسم.

1- دوره لیسانس دوستی داشتیم که نصیحتمان می کرد: «هر وقت درباره یک موضوع تحقیق می کنید اول از همه دنبال کتاب بگردید. بعد مقاله های ژورنالی. بعد پتنت و دست آخر وب سایت های اینترنتی».

2- دوره فوق لیسانس استادی داشتیم که درباره روند پیشرفت علم می گفت: «در دنیای امروز تحقیق بر روی هر مسأله ای از مراکز تحقیقاتی نظامی و به صورت سری شروع می شود. بعد از حدود 10 سال وارد دانشگاه ها می شود و به صورت مقاله در می آید. حدود پنج سال در صدر موضوعات داغ پژوهشی می ماند و بعد پایین می آید. تقریباً ده سال بعدش به صورت کتاب وارد جامعه علمی می شود. پس بدانید و آگاه باشید که داغ ترین مقالات تحقیقاتی حداقل مربوط به پانزده سال قبل است و جدیدترین کتاب ها حاوی علوم بیست و پنج سال قبل!».

3- علی (خروش) می گفت در یک سمینار با موضوع خلاقیت (اگر اشتباه نکنم) سخنران توضیح داده که امروزه تقریباً خلاقیت و آفرینش علمی وجود ندارد. حداکثر چیزی که هست استفاده از دست آوردهای موجود و ترکیب آن ها است.

4- هانس می گوید: «هیچ کس یک پایان نامه را نمی خواند. ولی مقاله را همه می خوانند. پایان نامه ای خوب است که هر فصلش یک مقاله باشد».

5- هانس می گفت: «استادی را می شناسم که دانشجویانش را از جستجوی زیاد در اینترنت منع می کند چون دیدن کارهایی که دیگران قبلاً انجام داده اند اجازه تفکر صحیح را از دانشجو می گیرد».

6- بابای آیدا معمولاً با جستجو در اینترنت شروع می کند و کلی مقاله مرتبط با کارش پیدا می کند. چند تایش را پرینت می گیرد و می خواند. بعد که تقریباً هیچی نفهمید یک کتاب پیدا می کند و می خواند. بعد که خوب فهمید جریان چیست مجبور می شود یک بار دیگر مقاله ها را بخواند. شاید این قضاوت درستی نباشد ولی معمولاً مقالات چیز زیادی به بابای آیدا یاد نداده اند اگرچه سوالات خوبی برایش ایجاد کرده اند. سوالاتی که معمولاً جوابش توی کتاب هاست. مقالات البته معمولاً حاوی «اطلاعات» مفیدی هستند.

7- جایی از انیشتین خواندم که «اطلاعات، دانش نیست».

8- محسن نامجو در صحنه ای از فیلم آرامش با دیازپام ده می گوید «هر کاری که بخوای بکنی قبلاً یکی کرده». البته که حرفش درباره دنیای موسیقی است. بابای آیدا در مورد دنیای علم می گوید اگر خوب توی کارهایی که بقیه کرده اند نگاه کنی کلی سوراخ سمبه پیدا می کنی که تا ابد جا برای پر کردن دارد.

9- وای که بابای آیدا چه قدر از بتونه کاری بدش می آید!

این نوشته در هانس, آقای عقل کل ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای بتونه کاری

  1. من علاوه بر اینکه از مقاله‌ها چیزی دستگیرم نمی‌شود،بعداز پرزنتیشن‌ها هم بیشتر گیج می شوم.با خودم عهد کرده‌ام که اگر روزی استاد شدم فقط روی تخته سیاه بنویسم. آخ چه کنم که تکنولوژی هم بعضی‌ وقتها این مضرات را دارد. مثلا یکی‌اش همین کار کردن با ورد که املای غلط کلمات را اصلاح می‌‌کند. معضلی شده این طوری که املای خیلی‌ از کلمات را اشتباه می‌‌نویسم. من سنتیم. مرا با مدرنیته چکار!!!
    —————————-
    با تخته سیاه کاملاً موافقم. برای رفع مشکل ورد هم همیشه اول توی دفتر می نویسم و بعد تایپ می کنم. آی حال میده! ولی من اگه استاد شدم برای نمایش شکل ها از اسلاید استفاده می کنم. نقاشیم افتضاحه!

  2. Zara :گفت

    In neveshte babi Ayda ro khili doost daram:)

  3. Zara :گفت

    Alan didam ke man ro gozashtin joze doostan, khili merc:)
    ————–🙂

  4. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :گفت

    منو جز دوستاتون نذاشتین؟ چه بد!
    —————–
    این آی پی مال یاسر بزرگیه! خودتی یاسر؟ وبلاگت که پاک شده از بلاگفا!

  5. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :گفت

    یاسر؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s