رسانه م.ل.ی

در اجابت دعوت مولانا روحی برای نوشتن درباره رادیو تلویزیون ایران بابای آیدا چند مورد از انتظاراتش را -در نهایت واقع بینی- اینجا می نویسد.

1- بابای آیدا از مجریان و گزارشگران درخواست، خواهش، استدعا، تمنا، التماس می کند با آن لب و لوچه قشنگشان و با آن تأکید آب دار روی تشدید حرف «ل» هی وقت و بی وقت نگویند رسانه ملی. به جان عادل فردوسی پور قسم این حرکت شان از هرچه فحش ناموسی بدتر و زشت تر است. مگر همان رادیو تلویزیون یا صدا و سیما چه عیبی داشت؟ کسی یادش هست اولین بار کی و کِی این تخم لق را توی دهن این ها شکست؟

2- بابای آیدا خواهش می کند از سریال سازان عزیز که در نشان دادن روابط زن و شوهری به همان بیرون منزل اکتفا کنند. آن چیزی که شما نشان می دهی عزیز من، حداکثر رابطه بیل و درخت یا در بهترین حالت میز و صندلی است. شما فکر نمی کنید فردا برای یک خارجی چطور می شود این صحنه ها را توضیح داد؟

3- خانواده دکتر ارنست، رامکال، بَنِر و عمو جغد شاخدار، آنِت و لوسیمِی، مهاجران و سگ آقای پتیول، حاج! زنبور عسل، بچه (سوسول) های مدرسه والت (البته به جز فرانچی یا فرانکی)، حتی دوقلوها و فوتبالیست ها؛ و صد البته دایناسور صورتی مهربان سرندیپیتی. این آخری ها آن شرلی و جودی ابوت. ممنون بابت همه این مجموعه های ارزان قیمت باارزشی که به همت دوبلورهای هنرمند ایرانی شده بود آنچه باید باشد. خدا بیامرزدش کسی را که در اوج بی پولی و جنگ مجبور شده بود این ها را بخرد. می گویم خدا بیامرزدش چون به ظن قوی طرف مرده که این سریال های هولناک فضایی از سر و کول برنامه کودک بالا می روند.

4- شما را به یزید قسم حداقل توی زمستان پخش مستقیم فوتبال آلمان را سانسور نکنید. باور کنید همه خانم ها توی این فصل شش لایه لباس می پوشند.

5- لطفاً به مسئولان گریم بفرمایید هنرپیشه های زن را طوری آرایش کند که موقع پخش مجبور نباشید رنگ تصویر را کم کنید. خواهر من آن چیزی که زیر دستت است بوم نیست؛ صورت است.

6- یک نفر به نویسنده های سریال های مثلاً طنز بگوید داد زدن بچه سر مادرش، زدن جیب پدر، دروغ گویی به اسم شوخی و مزه پرانی، جیغ زدن، بی احترامی و مسخره کردن بزرگ ترها، و هزار مزخرف دیگر خنده دار نیست. زجرآور است. (این قسمت نظر شخصی بود)

7- «نود»ش را بیشتر کنند، «جو مونگ»ش را کمتر.

8- این یکی بیشتر آرزوی محال است: یک شبکه جدید درست کنند به اسم شبکه «ابریشم» یا «واکس» یا «دستمال» یا «بادنجان» یا «اعصاب و روان» و همه مجری ها و گزارشگران ارزشی را بفرستند همان جا و پشت سر هم یرنامه و گزارش و افشاگری های ارزشی تهیه و پخش کنند. قول می دهم از طرف خودم و بقیه دوستان که هر موقع احساس کردیم خوشی زده زیر دلمان بزنیم همان کانال و حسابی تماشا کنیم.

9- یک آرزوی محال دیگر: برادر سلحشور را گول بزنند برای ساخت یک سریال مثلاً «جرجیس پیامبر» در نود قسمت و بعد به جای این طنزهای نود شبی پخشش کنند با توجه به تجربه خوبی که از دیدن دو قسمت یوسف پیامبر داریم.

10- راز بقا را سانسور نکنید برادران. باور کنید جفت گیری ماهی و مار و ملخ و ستاره دریایی تحریک کننده نیست. (لینک)

روحی جان حداقل تا ده تای دیگر جا هست برای نوشتن. لب تر کنی بابای آیدا یک پست دیگر می نویسد.

این نوشته در آقای عقل کل, روزانه ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای رسانه م.ل.ی

  1. rouhi :گفت

    ای ول شرمندمون کردی
    —————-
    دشمنت شرمنده

  2. B-M :گفت

    آقا دس رو دلمون نذار تو رو خدا، مخصوصا همون بخش کارتوناش جیگرمو کباب کرد

  3. آه اون سالها اون کارتونها آه از این سالها از این کارتونها از این آدمها !! آه

  4. محشر بود. طیب الله انفسکم!
    ———————–
    اشهد ان لا اله الا الله!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s