چرا بچه (3)

چند سوال:

اول- آیا والدین هر یک از شما صلاحیت و شرایط بچه دار شدن و تربیت بچه را داشته اند؟ اگر سوال تند و ناراحت کننده ای است می تواند به این شکل هم مطرح شود: آیا شما -با در نظر گرفتن شرایط و محدودیت های زمانی و مکانی- حاضرید از روش پدر و مادرتان در تربیت بچه خودتان استفاده کرده یا به دیگران توصیه اش کنید؟ به چه میزان؟

دوم- به چه میزان از زندگی خودتان راضی هستید؟ آیا پدر و مادرتان شما را خوب تربیت کرده اند؟ (می توانید مثل مورد اول خودتان سوال را به قول خارجی ها «شکر پیچ» کنید!)

سوم- تا به حال چند بار بچه هایی را دیده اید که واقعاً غیرقابل تحمل بوده اند در حدی که هیچ امیدی به آینده شان نداشته باشید؟ (کمی نسبی به این سوال نگاه کنید لطفاً). آیا با دیدن این بچه ها هیچ گاه به ذهن تان رسیده که «اگه بچه من بود می دونستم چطور تربیتش کنم»؟

چهارم- چه دیدی از مشکلات و سختی های بچه دار شدن و تربیت بچه دارید؟

اول این که قبول دارم از سوال اساسی اول که «چرا بچه» دور شدم. قول می دهم به آن جا هم برگردم. قصد دارم کمی از بالا به این قضیه نگاه کنم (حق هم دارم البته! به هر حال بابای آیدا هستم). چند صفحه ای هم یادداشت دارم که شاید بعداً اینجا بنویسم. در یکی دو پست بعد به دلایلی می خواهم درباره سختی ها و مشکلات بچه دار شدن -سوال چهارم- بنویسم و بعد برگردم به سوال اصلی.

این نوشته در آقای عقل کل, برای آیدا, شاید بدیهی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای چرا بچه (3)

  1. الهه :گفت

    در مورد سوال اول: فکر میکنم پدر و مادر من خیلی برای به دنیا آوردن من فکر نکردن و برنامه ای نداشتن. اگه به اختلاف سنی 15 ساله من و برادر بزرگترم توجه کنید همین نتیجه رو میگیرید. ولی فکر کنم صلاحیتش رو داشتند
    نظرم در مورد سوال دوم کاملا مثبت و خوش بینانه است. البته اگر اینطور یرداشت نشه که باید برای خودم کارت پستال بفرستم
    در مورد سوال سوم: موارد زیادی دیدم و همون فکر رو هم کردم که اگر من به جای اون پدر و مادر بودم طور دیگه ای رفتار میکردم. البته این اصلا درست نیست چون من تا حالا در چنین موقعیتی قرار نگرفتم. ولی خداییش مادر و پدرهای امروزی ایرانی در ایران باید یک دوره تربیت کودک بگذرونند
    در مورد سوال چهارم: باید خیلی سخت باشه . ماها خودمون کم والدینمون رو اذیت نکردیم

  2. ان شاالله جواب سوال‌ها رو تو یه پست می‌‌نویسم. فعلا کمی‌ از لحاظ وقت تو مضیقم!

  3. بانو :گفت

    1. من تا 80 درصد با روش تربیتی والدینم موافقم. فکر می کنم در زمان درستی بچه دار شدند. یعنی شرایط مناسبی از نظر مادی و معنوی برای بچه دار شدند داشتند.
    2. من کاملا احساس خوشبختی می کنم و فکر می کنم از تربیتم راضی هستم. البته به این نکته هم باید توجه کرد که والدین من این آزاداندیشی را دارند که من وقتی می خواهم طبق تربیت ایشان رفتار نکنم در این زمینه صحبت کنم و نظراتم را بگویم.
    3.آدم چندان صبوری در مقابل بچه ها نیستم. دوستشان دارم و آن ها هم مرا دوست دارند اما همیشه فاصله ای هم بینمان هست و بسیاری از بچه ها از من یک جورایی حساب می برند. من فقط ایراد تربیتی که به بسیاری از والدین می گیرم این است که واقعا بچه ها را لوس می کنند. یعنی بچه نمی داند که همیشه محق نیست.
    4. رسیدگی به نیاز های مادی بچه یک طرف قضیه است. (مادی شامل هچیزهایی مثل غذا خوردن، راه رفتن، تفریح، آموزش و… می شود.) اما وقتی فکر می کنم به او باید مفاهیمی مثل قانون، حق، دین، ایمان، احترام، حرمت، خوشبختی و سازگاری و… را یاد داد مغزم درد می گیرد.

    در مورد چرا بچه؟! دیروز دوستم داشت حرف می زد و گفت: «چون من اگر به دنیا نمی آمدم خیلی ناراحت می شدم حتما این موهبت را هم نصیب فرزندم می کنم.» من آنجا یاد این مبحث شما افتادم.
    ———————
    ممنون بابت کامنت🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s