اینتلکچوال، طالبان، ایران، سومالی

اصولن الان وقت پست نوشتن نیست با این همه کاری که ریخته روی سرم. ولی چند تا اتفاق پشت سر هم افتاده که باید این‌جا بنویسم. نتیجه‌گیری هم با خودتان.

1- امروز با مسوول اصلی پروژه –که لهستانی است- و دانشجویش در دفتر هانس جلسه داشتیم. بار اول بود که می‌دیدمشان و گویا در جلسات قبلی پروژه که هرکدامش را به دلیلی از دست داده بودم، هانس –طبق عادتش- کلی از بابای آیدا تعریف کرده بود. استاد لهستانی هم خواست حالی بدهد و گفت: «توی پیشرفت‌های جدید علمی که نگاه می‌کنم همیشه اسم ایران و ایرانی‌ها هست و این با توجه به ایزوله بودن شما از دنیا خیلی جالب است». هانس واقع‌بینانه اضافه کرد: «یکی از همکاران ایرانی همیشه به شوخی می‌گوید، مهمترین محصولی که ایران تولید و به دنیا عرضه می‌کند، اینتِلِکچوال است».

2- همان استاد لهستانی از مقررات سخت‌گیرانه موسسه‌شان می‌گفت برای پژوهشگران مهمان. برای روشن کردن موضوع گفت: «البته نباید الان از این مثال استفاده کنم، ولی این‌ها فکر می‌کنند این دانشجوی مهمان لهستانی که لبخند بر لب مشغول انجام آزمایش است، احتمالن باید عضو طالبان باشد» و به من خیره شد. هیچی نگفتم.

3- یک آقای سفید با یک دانشجوی تیره‌پوست به سمت من و حمید –که بیرون دفتر هانس صحبت می‌کردیم- آمد و آدرس یکی از بخش‌ها را پرسید. آدرس را که دادیم گفت: «اهل کجایید؟». گفتیم ایران. به دانشجوی کناریش اشاره کرد و گفت «حدس می‌زنید این اهل کجاست». حمید گفت آفریقا! آقای سفید گفت: «خب مشخص است. ولی کجای آفریقا؟» و اضافه کرد: «سومالی! می‌دانید سومالی کجاست؟». بعدش چند تا شکلک خطرناک بودن و این‌ها از خودشان درآوردند و رفتند سمت آسانسور!

4- استاد لهستانی موقع خداحافظی گفت: «کریسمس مبارک. البته می‌دانم که شما کریسمس ندارید. ولی حتمن چیزی شبیه‌اش دارید». وقت جواب بود. گفتم: «سال نوی ما اولین روز بهار است. وقتی طبیعت زنده می‌شود. ما زندگی را جشن می‌گیریم». جمله آخری را دروغ گفتم.

این نوشته در خاطرات بابای آیدا, شاید بدیهی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای اینتلکچوال، طالبان، ایران، سومالی

  1. رامک :گفت

    زنده گی غلط دیکته ایست. «زندگی»
    ———-
    ممنون. تصحیح شد.

  2. رامک :گفت

    مرسی. اگر می دانستم چگونه می شود خصوصی گفت، حتما خصوصی می گفتم.

  3. ناشناس :گفت

    البته «زنده گی» در زبان لری خیلی معنی دارد!!!

  4. اون ناشناس نظر گذار بالایی‌ مو بیدم!!!
    ———–
    آقا من اینو خوب نفهمیدم! البته که حدس‌هایی زدم! ولی خوب مطمئن نیستم.

  5. خروش :گفت

    استاد خیلی هم خوب هست که ما همه جوره در کانون توجهات هستیم و اصولا انسانهای یک بعدی نیستیم! هم تروریستیم، هم دانشمند، هم اینتلکچوال!

  6. حدست درسته :دی

  7. 1-ايول به بابای آيداانگار چهرمون و حفظ کرده ميشه گاهی زير ديپلم حرف بزنيد تا ما بفهميم .
    2-بسيار عادی است اين حرکت. امروز استاد ما می گه ببين اينجا زمستونا چقدر مسلمون داره و و بعد اشاره می کند به شخصی که فقط چشمانش بيرون است و سرتا پايش پوشيده است….
    3-آخ سوماليها…
    4-مرده ی خودمونم که اين جمله ها را تا به حال به چند خارجی گفتم نمی دانم.. اما همش دنبال فرصتم که باز بگمD:
    —————
    زیر دیپلم؟ من طرفدار سرسخت ساده نویسی هستم! آها شاید به خاطر اینتلکچوال! راستش هرچی زور زدم نتونستم ترجمه اش کنم. شاید بشه گفت روشنفکر. ولی این کلمه این قدر دستمالی شده که مطلب رو خراب می کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s