خوب

1- دو تا هم اتاقی هلندی دارم. ناتانائل و آنِکه. دومی بیماری عجیبی دارد که حتی اسمش را هم نمی‌دانم. از آن‌هایی که از هر چند میلیون نفر یکی دچارش می‌شود و این‌ها. بدنش روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. گویا درمانی هم برایش نیست. زیاد دانشگاه نمی‌آید. هفته‌ای یک یا دو روز. غذا هم نمی‌تواند بخورد. فقط مایعات. این یکی گویا برای سلامتی‌اش خیلی مهم است. همیشه هم یکی از این سرم‌ها که پمپ دارد و با باتری کار می‌کند توی یک کوله‌پشتی کوچک، پشتش آویزان است. بیماریش گویا ناگهانی آمده. اوایل دوره پی‌اچ‌دی‌اش. با یک زمین خوردن ساده و شکستن دستش شروع‌شده و در سفری به ژاپن تشدید می‌شود و الان هم که ویلچرنشین است. با این همه خنده از لب این دختر دور نمی‌شود.

2- ناتانائل مسیحی است. بی‌وابستگی به هیچ زیرشاخه‌ای (کاتولیک و پروتستان و غیره). چهره و لباس پوشیدنش آدم را به یاد بچه‌های مدرسه والت می‌اندازد. هر سوالی داشته باشی، یا کمکی بخواهی، همیشه آماده است. هر وقت آنکه می‌آید دانشگاه، ناتانائل همه کارهایش را ول می‌کند و بساط چایی راه می‌اندازد. آنکه با خنده می‌گوید: «ناتانائل همیشه مشغول کمک به منه!». صبح که از راه‌می‌رسم، همیشه حالم را می‌پرسد. بعدش با اشتیاق می‌گوید: «اوری ثینگ ایز اوکی ویذ آیدا؟». خیلی آرام است ولی نه آنقدر که نبودش را حس نکنی. مثل امروز که نیامده و کم‌کم دارم نگرانش می‌شوم!

3- یک بخشی از کتاب کویر شریعتی هست درباره آدم خوب. شریعتی می‌نالد از جامعه‌ای که آدم خوب را آدمی می‌داند که دیگران از دستش ناراحت نیستند. «آدم‌هایی که فقط به درد داماد (عروس) شدن می‌خورند». آدم‌هایی که بی‌خیال ظلم و ستم جامعه‌اند و صدای اعتراضی ازشان بلند نمی‌شود. اصلن سر کسی داد نمی‌زنند، مثلن. دغدغه حقیقت‌جویی ندارند. مشخصات آدم‌هایی که معرفی می‌کند شباهت عجیبی دارد به ناتانائل و آنِکه.

4- دیروز سردم شده بود. کاپشنم را پوشیده بودم که آنِکه وارد شد. گفت «اگه سردته چرا بخاری‌ها رو روشن نکردی؟». بدنش تحمل سرما ندارد. دو تا بخاری برقی اضافی گذاشته‌اند توی آفیس، نزدیک میزش. بخاری‌ها را روشن کرد و همان‌طور از روی ویلچر یکی‌شان را هل داد طرف میز من. عصر که از آزمایشگاه برگشتم این یادداشت روی کامپیوترم بود:

Hi, I already switched off the heater (4:30 pm). Please don’t hesitate to turn them on. Anneke

5- دیشب با مریم زور می‌زدیم آدم‌هایی را به خاطر بیاوریم در بین کَس و کار خودمان، از همان جنسی که دکتر شریعتی از نامیده‌شدنشان به عنوان انسان خوب ناراضی است. کسی به یادمان نیامد.

6- آدم‌هایی از این جنس مثل لنگرند. یک لنگر انسانی. می‌توانند گروه بزرگی از انسان‌ها –خانواده، دوستان، مدرسه، دانشگاه، حتی شهر و کشور- را در هر موج و باد و طوفانی، به سلامت و در آرامش نگه‌دارند. آدم‌هایی هستند که حتی در برابر بزرگترین حرمت شکنان هم حریمشان حفظ می‌شود. بی‌ادب‌ها در حضورشان مودبند. تصمیماتشان –فارغ از درستی و نادرستی- به سمت صلح و صفا و آرامش است. سخت در اشتباهید اگر فکر کنید که همه این‌ها مفت و با بی‌خیالی به دست آمده! این آدم‌ها برای ایجاد آن فضا از خودشان، از جانشان، از هستی‌شان مایه می‌گذارند.

7- خواستم به این‌جا برسم که بگویم آقای دکتر شریعتی عزیز! اول اینکه غلط کردی حرف مفت زدی! (منصف باشم. غلط کردم که فکرنکرده از این حرفت خوشم آمد). دوم این‌که نمی‌دانم وقتی آن حرف‌های قشنگ را می‌نوشتی، چند تا نمونه واقعیش را می توانستی اسم ببری در زمان خودت؟ حالا بدان و آگاه باش که تخمشان را ملخ خورد!

این نوشته در آقای عقل کل, برای آیدا ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای خوب

  1. خواهش می کنم دور منو خط بکش :دی
    ———–
    تو رو حتمن میذارم توی همون دسته اگه از شیطنت های دوره لیسانست بگذریم.

  2. رامک :گفت

    یکی نیست بپرسد آنها که دغدغه ی بشریت و حکومت و وطن دارند کجا آرام می شود؟ سر بر دامن که می گذارند و زار می زنند؟ جز همین آدم های آرامی که انسان بودنشان آن دیگران را امیدوار می کند؟

  3. نازی رحیمی :گفت

    آقای مهندس نه دکتر افتخاری
    نوشته تون خیلی تاثیرگذار بود. امروز 26 آذر ماه پنج شنبه بعدازظهر ساعت 6:30 بود که متنتون رو خوندم. چقدر احساس عجیبی نسبت به این خانم Anneke پیدا کردم. به نظرم آدم دوست داشتنی ای می یاد. کاش می تونستم ببینمش. راستی با این وضعیتی که گفتید چه جوری کار می کنه!؟
    حال خودتون و آیدا و مریم جون چطور ؟ با مریم امروز چت کردم و آدرس سایتو دوباره ازشون گرفتم. اینقدر گرفتار شدم که خیلی وقت فرصت نکردم حالی ازتون بپرشم. واقعا متاسفم. امیدوارم همه چیز خوب و خوش پیش بره و با آرزوی موفقیت.
    ——————-
    سلام خانم رحیمی
    همون افتخاری خالی یا بابای آیدا کفایت می‌کنه. بقیه‌اش (مهندس و دکتر) دیگه القاب بی‌خاصیته! بقیه ندونن خودمون که می دونیم! ممنون به خاطر کامنت. ما همه خوبیم. اینجا هم همه چیز خوبه به جز هوا که همیشه ابریه. آنکه هم خیلی امیدواره. با همین امیدواریه که کار می‌کنه. حتی مقاله هم می‌نویسه و توی کنفرانس‌ها هم شرکت می‌کنه. فقط هفته‌ای یک روز باید بیمارستان باشه. اگه گذرتون این طرف‌ها افتاد می‌تونین تشریف بیارین دفتر ما و با آنکه صحبت کنین. موفق باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s