آیدا و بابا

شب بود. ماه پشت ابر نبود ولی خیلی سرد بود. دلفت پر از برف بود. آیدا نمی‌خوابید و در بغل بابا یوتیوب می‌دید. اسنادش هم موجود است. همین پایین:

این نوشته در روزانه, عکس ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای آیدا و بابا

  1. علی نادری :گفت

    شب بود. ماه پشت ابر بود.آیداو بابایش یوتیوب می‌دیدند. یه چسبان آخر ی و ه آخر…خیلی زیبا!

  2. rouhi :گفت

    خوش به حال آیدا و هم نسلاش. زمان ما اگر نمی خوابیدیم چاره اش کتک بود!

  3. nasim :گفت

    ba amu rouhi movafegham khosh behale aida va ham naslanesh

  4. doost :گفت

    khob age ma kotak nemikhordim ke zajresho hes nemikardim ke alan mesle babaye aida khanom ba bache injori raftar konim🙂
    pas bazam khosh be hale aida khanom

  5. 299 :گفت

    نی نی داداشی هم امشب نمیخوابید!
    من شده بودم همبازیش آنقدر شعر خواندم و نقاشی کشیدم برایش که خوابش برد!

  6. سمیه :گفت

    سلام
    خوبین
    کنار هم پاینده باشید
    و در پناه خدای مهربان

  7. صابوناتی :گفت

    سلام بابای آیدا

    امیدوارم که همیشه در کنارآیدا و مامانش خوب و خوش باشید.
    راستی از پسر عمو علیرضا هم خبری داری ؟ من که این ترم خبری ازش ندارم .
    اگه کاری صابونات داشتی خبر بده در خدمتیم.

    صابونات جی خوشیه حیف که مداخل نداره هیجا قد صابونات اقد فضایل نداره

    اگه دوست داشتی به آدرسم ایمیل بزن تا با هم در تماس باشیم

    matris_sh@yahoo.com
    ———————–
    سلام همشهری
    سلامت باشی. خیلی وقته با علیرضا صحبت نکردیم. احوالش از خونه می پرسم. موفق باشی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s