بَدمان آمد!

امروز سر جشن انتخاب سوزان رودلف به عنوان استاد برگزیده دانشگاه، با یکی از دانشجوهای فوق لیسانس هلندی که چند وقت پیش به جای هانس رفته بودم برای دیدن ارائه پروژه‌شان صحبت می‌کردم. داشتم در جواب سوالش توضیح می‌دادم که اواخر سال دومم و هنوز دوسالی دارم تا درسم تمام شود و برگردم ایران… که حرفم را قطع کرد و پرسید: «برگردی؟».  بعد از شنیدن جواب مثبت بابای آیدا خیلی خوشحال گفت: «ما خیلی به شما کمک می‌کنیم. می‌آیید اینجا و آموزش می‌بینید و تجربه کسب می‌کنید و برمی‌گردید کشورتان». این‌جا بود که خون بابای آیدا به جوش آمد و گفت: «کاملن برعکس. ما هستیم که به شما کمک می‌کنیم. دانش و تجربه‌مان را از ایران با خودمان می‌آوریم این‌جا و پروژه‌های شما را انجام می‌دهیم و برمی‌گردیم».

راستش را بخواهید قضیه به این سادگی کَل‌کَل بالا نیست. اگر وقت و حوصله‌اش بود می‌نویسم که اینجا چه می‌دهیم و چه می‌گیریم. شما هم بنویسید اگر وقت و حوصله‌اش را دارید.

این نوشته در روزانه, شاید بدیهی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای بَدمان آمد!

  1. گیس طلا :گفت

    از گیس طلا جمله دیگه ای انتظار داری؟ نه خداییش؟

  2. الهه :گفت

    واقعا بی انصافیه. این هلندیها در صورتی که اوضاع اقتصادی خوب باشه و کار به راحتی براشون پیدا بشه اصلا نمی یان سراغ دکترا خوندن. همه گروهها پره از دانشجوهای اینترنشنال!
    حالا این آقا یا خانم فکر میکنه که دولتشون به ما لطف میکنه! اگر دانشجوهای کشورهای دیگه نباشند دولت به دانشگاه بودجه نمیده برای تحقیق
    البته از اون طرف قضیه هم نگاه کنیم ما هم کلی تجربه کسب میکنیم و امکانات خوبی در اختیار ما گذاشته میشه
    من تا به حال هلندی اینطوری ندیده بودم. تا حالا هر کس رو دیدم براش جالبه که ایران چقدر تحصیل کرده داره و ایرانی ها چه خوب کار میکنند و خودشون رو تطبیق میدهند.
    شما هم خودتون رو ناراحت نکنید.من اینجور مواقع ترجیج میدم جواب ندم

  3. rouhi :گفت

    حقیقت تلخ و حقیقت تلخ تر. اصلا مهاجرت یک نوع داد و ستده… هر دو طرف اینجا حق دارند به نظر من تو هم نباید از حرف نیمه حق ناراحت بشی
    ——————
    کاملن با دوطرفه بودن قضیه موافقم. ولی فقط حرف نیمه درست نبود؛ یه قضاوت غلط بود درباره من و آدمایی مثل ما. همونطور که من سعی می کنم هر دوطرف قضیه رو ببینم انتظار دارم اون آدم -که همین چند روز قبلش از دانش اندک بابای آیدا استفاده هم کرده- بازتر به موضوع نگاه کنه.

  4. na shenas :گفت

    vaghean nemidonam chi begam, vali bayad dare daneshgahi ro ke susanne Rudolph jayezeye ostade bartar ro migire GEL gereft
    ——————
    من با سوزان درسی نداشتم. ولی به نظر من از نظر صبر و حوصله واقعن تکه! صبر و حوصله هم -به نظر من- مهمترین خصوصیت یه استاد خوبه.

  5. علی نادری :گفت

    ناشناس جان! جایزه رو به سوزان رودلف دادن به سوزان روشن که ندادن D:

  6. روحی :گفت

    man migam in nashenas jan chera be soorate nashenas nazar dade? nakone az sussanne mitarse
    ———————-
    روحی جان توی دنیای اینترنت ناشناس کاملن بی‌معنیه! فقط کافیه آی‌پی رو سرچ کنی تا طرف شناسایی بشه. ولی خوب یه دوست قدیمی وقتی بخواد ناشناس کامنت بذاره، بابای آیدا غلط بکنه هویتشو لو بده!

  7. doost :گفت

    به نظر من دنیا کوچکتر از اینه که ذهنتون رو درگیر اینجور مباحث کنید از صحبت اون دانشجو گرفته که به بابای آیدا خانم برخورده، از بی نام و نشان بودن «ناشناس» که مثل اینکه برای آقای روحی آزاردهنده شده تا نظر منفی ناشناس در مورد اون استاد دانشگاه که به مذاق کل دوستان خوش نیومده! والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s