پیشانی استاد

1- پرزنتیشن پست قبل را که یادتان هست؟ امروز انجام شد. هانس هم راضی بود. ناتانائل هم گفت خوب بود و فهمیدم. به‌به!

2- خمیازه کشیدن یک آداب خاصی دارد که وابسته است به زمان و مکان. مثلن خمیازه‌ای که ساعت دوازده شب زیر لحافت می‌کشی حتمن فرق دارد با خمیازه‌ای که سر ظهر در خانه خدا بکشی. نه؟ نع! یعنی این‌که تا امروز فکر می‌کردم هرجایی باید یک جور خاصی خمیازه کشید. مثلن سر کلاس باید صبر کرد وقتی استاد پیشانی‌اش(+) به سمت شماست خیلی تند و فوری و بی‌صدا ترتیب خمیازه سمج را بدهی. یا مثلن شب‌های احیا توی مسجد باید طوری خمیازه کشید که اول معلم پرورشی که چند متری آن طرف‌تر چرت می‌زند و هر وقت بیدارست هوایت را دارد و دوم خدا -که احتمالن بیشتر وقت‌ها بیدار است- ناراحت نشوند که توی بی‌لیاقت کم‌سعادت، مغلوب هوس‌های جسمانی و فشارهای بیولوژیکی‌ می‌شوی. ولی امروز که لئون حتی زمانی که پیشانی‌ام(+) به سمتش بود چنان خمیازه‌ای می‌کشید که صدایش را توی پارکینگ دوچرخه‌ها هم می‌شد شنید، فهمیدم اشتباه می‌کرده‌ام.

3- علت اصلی خمیازه‌های سریع‌السیر رو به پیشانی(+) استاد، خستگی از درس و کلاس است و بوی بهار نارنج –اگر توی دانشگاه شیراز باشی- یا بوی مواد آروماتیک –اگر عسلویه و بندر امام باشی-. همین هم هست که استاد وقتی برمی‌گردد و گوشه لب و دهان باز شما را می‌بیند که در لحظه توانایی بلعیدن یک لپ‌تاپ را دارد، این احساس گناه را شناسایی می‌کند و باری می‌شود روی خستگی‌هایش. ولی آن خمیازه لئون‌وار با چنان خلوص نیتی کشیده می‌شود که یک لحظه هم فکر نمی‌کنی دلیلش مطالب خسته‌کننده تو بوده! بله دوستان. بیایید با خلوص نیت خمیازه‌هایمان را لئون‌وار با هم قسمت کنیم.

(+) برادر کوچکم تا مدت‌ها به نشیمن‌گاه می‌گفت پیشانی.

این نوشته در روزانه, شاید بدیهی, عجب ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای پیشانی استاد

  1. rouhi :گفت

    البته همین جند هفته پیش از نظر علمی ثابت شد که خمیازه کشیدن به فعالیت ذهنی انسان کمک می کند و لزوما دلیلی بر خستگی نیست
    ——————–
    پس تا الان لئون حتمن انیشتینی چیزی شده!

  2. رامک :گفت

    خب من بسیاری از وقت ها سر کلاس به جای خمیازه کشیدن سرم را گذاشتم بر روی میز و راحت خوابیدم D:
    ———————–
    اینجور وقتا بهتره آدم بره نمازخونه. ثوابشم احتمالن چندبرابره.

  3. علی نادری :گفت

    روحی جان!احتمالا تو نظریه ی بالا خمیازه کشیدن رو به پیشانی استاد مد نظر نبوده D:

  4. رامک :گفت

    حتی یکبار هم در نمازخانه نخوابیدم. بعد هم بهتر است که آدم حاضری اش را بزند.

  5. هادی (صابوناتی) :گفت

    سلام دکتر
    یه مدل خمیازه ساعت 4-5بعدازظهرم داریم که هیچ ربطی به پیشانی کسی الا فرد خمیازه کش ندارد که به هیچ طریق الا پیک نیک دوانی … قابل ترمیم نیست
    ای باداگربگذری ازسرمنقل و وافورما**برگوحکایت دل بیمار و تنگ ما
    گو گر چه رفتی ز پیش ما اما بیاد تو**ماییم و کنج بی کسی و سیخ و سنگ ما

  6. مخ :گفت

    دارم به گاو پشوني سفيد فكر مي كنم…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s