در باب ترس از هواپیما

در باب هیجان مامان آیدا از رزرو بلیط هلند-تهران-شیراز و البته در باب دوستان شیرازی که هی از عید و هوای شیراز و بوی بهار نارنج نوشتند غافل از دل غربت‌زده ما، می‌فرماید:

در اقصای عالم بگشتم بسی

به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه‌ای یافتم

ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

چو پاکان شیراز، خاکی‌نهاد

ندیدم که رحمت بر آن خاک باد!

شاعر همچنین بعدترها فرمود: «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم!». به همین دلیل و در راستای ترسی که بابای آیدا از هواپیما دارد، قبل از رفتن وصیت‌نامه‌مان را هم خواهیم‌نوشت. سوغاتی هم اگر خواستید خبرمان کنید. استقبال هم نیایید که شرمنده می شویم😀

این نوشته در روزانه ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای در باب ترس از هواپیما

  1. کرمونی :گفت

    باریکلا خوش بگذره. جای ما هم خالی دیگه… من عاشق شیرازم.

  2. علی‌ نادری :گفت

    به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را!

  3. الهه :گفت

    به سلامتی
    ایدا خانم واسه اولین بار میره ایران
    ایران ایر با تمام چیزهایی که در موردش میگن خیلی راحته. حالا خودتون میروید و میبینید. به خصوص اگه یک دختر بامزه مثل ایدا داشته باشید مهماندارها خیلی بهتون میرسند.
    حالا ایشالله کی میرید؟ سفر خوبی داشته باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s