سپاس معکوس

‘A little credit would be nice,’ said Foaly, unable to hide his pique. ‘After all, I did get us in here and disable the guards.’
Spiro held the box before him. ‘Not crushing you into scrap metal, Cube, is my way of saying thank you.’

فولی که قادر نبود عصبانیت‌اش را مخفی کند گفت: «یه ذره قدرشناسی هم بد نیست. به هر حال من بودم که نگهبانا رو از کار انداختم و آوردمتون داخل».

اسپیرو جعبه را روبرویش نگه‌داشت و گفت: «اینکه نمی‌زنم داغونت کنم که بشی یه مشت خورده فلز، روش منه در گفتن “متشکرم”، آقای مکعب.»

Artemis Fowl; Book 3: The eternity code.

این نوع سپاس‌گزاری و به‌خصوص مورد سپاس قرارگرفتن خیلی در جامعه ما عادی شده. ولی نمی‌دانم چرا هر چه زور می‌زنم –به جز یک سری خاطرات مذهبی- چیز دندان‌گیری به ذهنم نمی‌رسد. فقط خواستم بگویم که خیلی خیلی تفکر ترسناکی است به نظر من. نه این‌که فقط خودمان باشیم که این‌گونه از دیگران قدردانی می‌کنیم؛ خیلی وقت‌ها با این نوع سپاس‌گزاری دیگران خیلی هم خوشحال می‌شویم. این دومی برایم ناراحت‌کننده‌تر است.

پی‌نوشت- مثال‌های مذهبی را ترجیح می‌دهم ننویسم. حداقل اینجا نه.

این نوشته در شاید بدیهی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای سپاس معکوس

  1. علی‌ نادری :گفت

    با اسم مستعار چاپ کن مثلا م. اعتمادی !!!
    ——————
    این شأن نزول هم داره. یه استاد داشتیم همیشه بهم می‌گفت آقای اعتمادی!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s