من و تنهایی- هیجده

۱- یکی از کارهایی که وقت تنهایی باید انجام دهی و انجام نمی‌دهی مگر این‌که معده‌ات رو به سوراخ شدن باشد، غذا پختن است. معمولن البته سعی می‌کنی با آشغال خوش‌مزه‌ای مثل سوسیس یا همبرگر قضیه را ختم به خیر کنی. ولی خوب معده‌ای که به غذای خانگی عادت کرد، به این‌ها راضی نمی‌شود. همین باعث شده که الان مشغول پخت و پز باشم.

۲- یادم است علی همیشه توی خوابگاه می‌گفت: همه غذاهایی که این‌جا درست می‌کنیم صرف نظر از محتویاتش که از سوسیس و کالباس تا تن ماهی و گاهی گوشت متفاوت بود، مزه مشابهی می‌دهد. راست می‌گفت. معمولن محتویات غذاهای ایرانی خیلی ریز هستند و به تکه‌های مرغ یا گوشت اضافه می‌شوند. شروع اکثر غذاها هم با پیازداغ است و تنوع مواد هم معمولن وجود ندارد. ذائقه هر خانواده هم معمولن براساس یک طعم ثابت -آب‌لیمو، آب‌غوره، آب‌نارنج، نمک، رب‌گوجه فرنگی، و غیره- شکل می‌گیرد و کمتر می‌بینی که در خانواده طعم دیگری حتی امتحان شود. دقت کنید که منظورم خانواده‌های سنتی است. اشاره علی هم به همین مسئله بود که تهیه همه غذاها با پیازداغ شروع و با اضافه‌کردن مقدار زیادی رب گوجه‌فرنگی تمام می‌شد. تنها ادویه مورد استفاده هم البته زردچوبه بود و غذا را هم معمولن با نان و سس کتچاپ می‌خوردیم.

۳- فیلم کِیت و لپولد یک دیالوگ به‌یادماندنی داشت:

Where I come from, the meal is a result of reflection and study

این را لپولد به کیت گفت بعد از شامی که تشکیل شده بود از غذاهای آماده گرم‌شده. الان هم بابای آیدا جوگیر شده و دارد یک غذای جدید درست می‌کند که از مواد تازه تهیه شده و قرار است حاصل اندیشه و مطالعه باشد!

۴- اصولن انسان بدون ریسک به نتایج خارق‌العاده نمی‌رسد. مثل من که به جای شیر نارگیل، یک مخلوط تشکیل‌شده از شیره شکر و عصاره بادام تلخ و پودر نارگیل خریده‌ام و می‌خواهم با یک لیوان شیر اضافه کنم به مخلوط مرغ و فلفل‌دلمه و قارچ و اسفناج و سیر به اضافه ادویه‌های زردچوبه، کاری، فلفل‌سیاه و قرمز. الان که این بند را می‌خوانید هنوز معجون حاضر نشده و بابای آیدا در شرف تولید یک غذای جدید است!

۵- این را هم این‌جا بنویسم تا غذا جا می‌افتد که بابای آیدا طرف‌دار غذای بخارپز و دشمن غذاهای آب‌پز است. وقتی می‌شود غذا را با گذاشتن در ظرف و روی شعله کم پخت، چه دلیلی دارد یک دریاچه آب به قابلمه اضافه کنیم؟ البته خوب استثنا هم وجود دارد.

۶- یک جمله دیگر هم از همان فیلم بالا بنویسم:

you’ll understand that life is not solely composed of tasks, but tastes.

یک روز می‌فهمی که زندگی فقط از کار و وظیفه تشکیل نشده، مزه‌ها هم هستند. ترجمه‌اش البته به خوبی جمله اصلی در نمی‌آید چون نمی‌شود task و taste را به همین شکل شبیه به هم ترجمه کرد. این جمله بالا را امیرعباس هم می‌تواند در دفاع از مک‌بوک استفاده کند!

۷- برای این که -به قول مریم- غذا را شرمنده‌اش کنم، کمی دارچین هم اضافه کردم به معجون. چه شود!

۸- کمی تند شده، ولی خوشمزه است. به قول خارجی‌ها طعمش خیلی exotic است. اگر دوست داشتید دستور پختش را برایتان می‌نویسم. ساده است! تلخی زندگی گاهی نیاز به مزه هم دارد.

این نوشته در من و تنهایی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای من و تنهایی- هیجده

  1. کرمونی :گفت

    نه ممنون دستور پختش را نیاز نداریم D:D:D:D

  2. Nasim :گفت

    گاهی تنهایی لازمه تا آدم از صمیم قلب نیازش به اطرافیانش پی ببره. از آیدا عکس مکس جدید بذارین لطفا

  3. آرزو :گفت

    لطفاً صادقانه پس از خوردن غذا نظرتون رو در موردش بنویسید :))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s