در فضیلت سکوت

اندکی بی‌ادبی در این یکی پست مشاهده خواهد شد. پیشاپیش شرمنده بچه‌های مؤدب.

۱- «گِل رو گه کردن» اصطلاحی است استهبانی -و احتمالن قابل استفاده در تمام استان فارس. ترجمه‌اش می‌شود پوشاندن و مخفی‌کردن گندی که زده شده. مؤدبانه‌اش می‌شود «ماستمالی کردن» که صد البته مفهوم را آنچنان که باید و شاید نمی‌رساند.

۲- وانکوی عاقل از شخصیت‌های جلد چهارم «راهنمای کهکشان برای مفت‌سواران» با عنوان فرعی «خداحافظ و ممنون برای همه ماهی‌ها» می‌گوید: «اگر از احمق خطاب شدن رنجیده‌خاطر می‌شوید، هیچ گاه دانشمند نخواهید شد».

۳- در پست قبل گفتم از فضیلت ریدن به آدمی که پشت سرت شاشیده. دیشب خوابم نمی‌برد و رفتم قدم بزنم ولی اطراف هتل بیش از حد تاریک بود و ترجیح دادم برگردم توی لابی پیش بچه‌ها. آن‌جا هم بساط آ.بج.و و ورق به راه بود و مناسب حال و هوای خسته و بی‌حوصله من نبود. همین بود که نشستم و پست دیشبی را نوشتم. بعدش احسان -همان کسی که گزارش‌گر حرف‌هایی بود که پشت سر بابای آیدا زده شدند- را دیدم و گپ زدیم. وسط صحبت‌ها بی‌مقدمه گفت «این پسره که گفتم، آدم فیریه (fair). باز باهاش صحبت کردم. حرفاشو پس گرفت». گفتم از کی پس گرفت؟ حرفی که به من زده را که از تو نمی‌تواند پس بگیرد. بعدش هم کسی که به آدمی که چندین برابر خودش تجربه و سواد دارد می‌گوید احمق کجایش عادل است؟ گفت نه! اون نبود که به هانس گفت احمق. یکی دیگه بود. پرسیدم کی بود. گفت نمی‌گم. شاید بشناسیش! اینجا اول از روحی اجازه می‌گیرم تا بر اساس یک سری فرضیات نتیجه‌گیری کنم. فرضیات از این قرارند: آن آدم با کامنت‌هایی که در جلسات بعدی می‌داد، آدمی نیست که حرفش را پس بگیرد. احسان از این‌که صحبت‌های آن جمع را به من منتقل کرده پشیمان شده بود. چون می‌ترسید من به آن آدم چیزی بگویم و بعدن خودش به عنوان تنها ایرانی آن جمع به عنوان جاسوس شناخته شود. من با چند نفر دیگری که در زمان پرسش و پاسخ درباره همان مسئله سؤال کرده بودند صحبت کردم و هیچ‌کدامشان نظراتم را رد نکردند. فقط گفتند برای این جمع و به این شکل خلاصه مناسب نبوده. این‌گونه بود که احسان هم حالم را گرفت و هم بخت تجربه همان فضیلتی که ذکرش رفت.

۴- اگر جایی هستید که پشت سر رفیقتان پنبه‌اش را می‌زنند، اگر شعور و شجاعت دارید همان‌جا دهانتان را باز کنید و حرفتان را بزنید. لزومن قرار نیست دفاع کنید. شاید نکته‌ی واردی باشد. ولی مثل آدم بگویید که دوست دارید حرف‌های هر دو طرف را همزمان بشنوید و مؤدبانه مجلس را ترک کنید. اگر هم -مثل بابای آیدا- آدم بی‌شعور ترسویی هستید، دهانتان را ببندید تا حرف همان‌جا بماند. یادتان بماند همیشه قبل از ریدن، به این فکر کنید که آیا خاک مناسبی برای پوشاندنش پیدا می‌کنید یا نه.

۵- بابای آیدا دانشمند نیست و نمی‌شود. ولی این ایمیل هانس را در جواب ایمیل من درباره اتفاقاتی که بعد از ارائه افتاد بخوانید تا بفهمید چرا بابای آیدا، این دانشمند بامزه را دوست دارد:

Ehsan,

Once you wil be proud of this accusation. You never overstate your case.

So it was «Kill the Messenger»

HB

 

این نوشته در آقای عقل کل, برای آیدا, خاطرات بابای آیدا ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای در فضیلت سکوت

  1. یک بنی :گفت

    آدم واقعا حال می کنه با این هانس (ع)! با نظراتت هم کاملا موافقم.

  2. رامک :گفت

    من با این پست صد در صد موافقم.

  3. یک بنی :گفت

    عکس نو در آستانه ی سال نو مبارک!

  4. احسان :گفت

    سلام احسان

    سال خوبی برای شماو آیدا کوچولو آرزو می کنم.
    راستش اون کسی که به هانس گفت احمق فلیپ بود نه بنیامین ( مو بلنده) که من باهاش حرف زده بودم. بنیامین واقعا با انصافه. من اسم فلیپ رو اون شب نگفتم چون همونجا کنار پوستر هاایستاده بود. من هیچ قضاوتی در مورد حرف های شما و اون ها نکردم. دفاع هم نکردم چون راجع به این مسئله دیدی ندارم. احمق خطاب کردن به مرد نازنینی مثل هانس منو ناراحت کرد به این دلیل بود که حرفاشونو به تو منتقل کردم. اگر کار من اشتباه بوده عذر خواهی. من هم ادمی هستم پراز اشکال و عیب . این یه حقیقته و تو راست میگی.
    مواظب خودت باش و ایدا ی نازتو از طرف من ببوس
    Ehsan
    —————————–
    سلام احسان جان
    ممنون که لطف کردی و کامنت گذاشتی. امیدوارم تو هم سال خوبی داشته باشی.
    من خیلی سعی کردم اینجا قضاوت نکنم. هرچند که آخرش مجبور شدم. بحث سر عیب و ایراد آدم‌ها هم نیست که همه پر از عیب و ایراد هستند. اشتباه از من بود که همان‌جا نگفتم که حرفت برایم قابل باور نیست. احساس کردم شاید دوست داری موضوع ادامه پیدا نکند و باور کن قصد داشتم جوابشان را بدهم. ممنون که موضوع را روشن کردی.
    ولی خوب هنوز روی حرفم هستم که این‌گونه حرف‌ها یا باید همانجا بماند یا جواب داده شود. وگرنه سوء‌تفاهم‌هایی ایجاد می‌شود از همین جنسی که اینجا خواندی. لطفن این نظر من را فراتر از یک مسئله و انتقاد شخصی و دوستانه در نظر بگیر. مشکلی است که درمورد خیلی از ما -از جمله خود من- وجود دارد.
    البته هنوز نفهمیده‌ام کدام فلیپ؟

  5. kermooni :گفت

    می خواهم کمی حرف بزنم. حمل بر بی احترامی نشود. حيفم امد.
    لزومی ندارد ما ادمها هر چه که می شنويم را به ديگری منتقل کنيم. کی گفت و چی گفت پيش ما ايد و چراهای اعصاب خرد کن. ما بايد يادبگيريم که حرفهای شنيده را در خود نگه داريم. چيزی که من مدتيست تجربه کرده ام و واقعن اسايش می اورد. حتی اگر کسی چيزی گفت می شود صحبتش را قطع کرد و گفت قدرت شنيدن ندارم يا نمی خوام بشنوم.واقعن چه اهميت دارد که کی چی فکر می کنه درباره ی من يا فلان کس. به تهش که فکر می کنيم می فهميم حرف باد هواست. حالا طرف يه چی گفته.اين قضيه مرا به ياد حرف دوستی انداخت که می گفت ما ايرانيها بسيار اين خصلت را داريم دلم می گيرد.. زياد…. جسارت مرا ببخشيد .
    ———————————————–
    شنیدن حرف رودررو ناراحتم نمی‌کند. نوشته شما هم خیلی محترمانه است. نوشته من در اوج عصبیت بود و به قول بابای تارا نباید این مواقع چیزی نوشت. با حرف شما موافقم. هرچند که فکر می‌کنم منحصر به ما ایرانی‌ها نیست. باید البته کمی بیشتر بنویسم درباره این مسئله.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s