آیدا

۱- دختر و عشق:

مریم بغلش کرده و محکم می‌بوسدش. ابراز احساسات هم می‌کند حین بوسیدن دختر. «الهی عشقت بخورم!». دختر خودش را به زور آزاد می‌کند و می‌گوید: «برو عشق بابا بخور!».

۲- دختر و عرفون:

مریم نماز می‌خوانده. دختر گفته «منم می‌خوام نماز بخونم». مادر گفته «برو روسری بیار تا برات ببندم کنارم نماز بخونی». دختر نگاهش کرده و جواب داده: «نه! می‌خوام خالی نماز بخونم!».

۳- دختر و گریه:

با بچه‌ها کارت‌بازی می‌کنیم. دختر می‌رود سراغ کارت‌هایی که ریخته وسط میز. تند می‌گویم «نه نه نه نه. به اونا نباید دست بزنی». دختر بغض می‌کند. می‌پرد توی بغل مادرش و یک دل سیر گریه می‌کند. یک ساعت بعد با هم می‌رویم توی حیاط تاب‌بازی کنیم. هرکداممان نشسته‌ایم روی یکی از تاب‌ها. به دختر می‌گویم «معذرت می‌خوام بابا. قول میدم دیگه هیچ وقت ناراحتت نکنم». دختر می‌خندد. می‌گوید: «معذده می‌خوام بابا. دیگه هیچ وقت گریه نمی‌کنم». می‌گویم: «چرا بابا؟ اشکالی نداره که. همه گریه می‌کنن. آدم بزرگا هم بعضی وقتا گریه می‌کنن». چند روز پیش از مادرش پرسیده داری گریه می‌کنی؟ مادر گفته نه! چرا؟ دختر جواب داده: «چون آدم بزرگا گریه می‌کنن!».

این نوشته در روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای آیدا

  1. Nasim :گفت

    Cheghadr shirine in dokhtar. mamanam hamishe halesho miporse
    —————–
    ممنون. خدا مادرتون رو حفظ کنه براتون. بهشون سلام برسونین.

  2. یک بنی :گفت

    ای جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانم! خیلی خیلی باحال بود مخصوصا دومی.

  3. علی بنی :گفت

    ای ول

  4. پری :گفت

    چقدر کارتون قشنگه که از دختر معذرت خواهی می کنید ! بعضی از آدم بزرگ ها ! عقیده دارند اگر دربرابر بچه هاشون معذرت خواهی کنند ، ضعف خودشونو بیان کردند و هیچ وقت دیگه بچه ازشون حساب نمی بره . در حالی که به نظر من با این حرکت بچه یاد می گیره که در برابر کاراش مسئوله و گاهی هم او باید معذرت خواهی کنه.بعد وقتی بچه بزرگ میشه ، می گویند ای بابا ، چرا این بچه یه عذرخواهی ساده هم بلد نیست ؟ ماکه خوب تربیتش کردیم.هروقت کار بد می کرد می گفتیم بگو ببخشید ! غافل از این که اون ببخشیدی که اون ها به بچه باید می گفتند و نگغتند ، نقش موثر تری در رفتار های آینده اش بازی می کرده !
    به قول یه فیلسوفی ، فکر کنم جان لاک ، مطمئن نیستم ، والدین متعجبند چرا جویبار ها زهر آلودند ! نمیدونند خودشون چشمه هارو سمی کردند.

    فکر کنم تعداد دفعاتی که عذرخواهی پدرم رو شنیدم ، از انگشتان دست تجاوز نکنه !
    ——————-
    البته این آیدای ما الانش هم از ما حساب نمی‌بره. یه کم شخصیتش هلندی شده فکر کنم🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s