بهانه‌هایی برای زندگی (۲)

سایز:

مادر- وقتی بزرگ شدی دوست داری اندازه‌ی کی بشی؟

آیدا- اندازه‌ی بابا!

استدلال:

آیدا- بابا توی پسونکم برام آب‌میوه می‌ریزی بخورم؟

بابا- توی پسونک چرا؟ تو که دیگه بزرگ شدی بابا. باید توی لیوان بخوری. تارا که کوچولوه باید توی پسونک بخوره.

آیدا می‌رود و دوباره برمی‌گردد. پای راستش را می‌گذارد توی دستم- پاتم* خیلی کوچولوه بابا.

بابا- آره بابا جون. هنوز کوچولویی. بزرگ‌تر بشی پاتتم بزرگ می‌شه.

آیدا- خوب حالا باید توی چی آب میوه بخورم؟!

 

پی‌نوشت: * آیدا به پا می‌گوید پات.

پی‌نوشت ۲- یا من یادم رفته یا این‌که واقعن جنس بچه‌ها عوض شده.

این نوشته در بهانه‌هایی برای زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای بهانه‌هایی برای زندگی (۲)

  1. ناشناس :گفت

    in eshtebahe loppye Aida chizi bud eke manam behesh maroof budam: PATAM!😀

  2. یک بنی :گفت

    خیلی جالب بود. بچه های امروز خیلی تیز هستن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s