ته‌چین

مامان آیدا امتحان زبان داشت. من بودم و دختر و هوس ته‌چین. مرغ و برنج از شب قبل مانده بود برای آیدا و نگران غذایش نبودم. در جستجوی دستور پخت ته‌چین رفتم به دنیای وب فارسی. ته‌چین خوب باید پررنگ و پرچرب و پرمزه و پرمرغ و پرته‌دیگ باشد و البته با قابلیت چسبندگی بالا بین دانه‌های برنج. از خاله‌ام شنیده بودم که ماست ته‌چین باید چکیده باشد تا قالبی و خوش‌فرم شود. دنیای اینترنت پر بود از دستور پخت غذایی به نام ته‌چین و پر از زرده‌ی تخم‌مرغ. اسمش هم حالم را به هم می‌زد. مامان آیدا که احتمالن نزدیکش هم نمی‌شد. روز خلاقیت بود. همانی که سرهم‌بندی هم صدایش می‌کنند.

ما مردیم. به فتح میم! یعنی این‌که اگر پا به آشپزخانه گذاشتیم چنان غذا می‌پزیم که چند روزی تعطیل باشد. پس چهار پیمانه برنج ریختم و هشت پیمانه آب توی پلوپز با چند قاشق روغن زیتون. ته‌چین باید پرچرب باشد. فرضم این بود که اگر برنج خوب شله شود خوب به هم می‌چسبد. خواهیم دید که فرض خوبی بود. دو تا بسته سینه مرغ برداشتم. مامان آیدا با هر بسته برای همه‌مان غذا می‌پزد. چه می‌شود کرد که ته‌چین باید پرمرغ باشد. سینه‌های مرغ را همانطور یخ‌زده با چند تا تکه پیاز انداختم توی زودپز. تهش روغن برنج ریختم که دیرتر می‌سوزد و کم‌تر بو می‌دهد. ما مردیم. باز هم به فتح میم. همیشه مواد غذایی را طوری می‌خریم که نصفش خراب شود. ته یخچال یک ظرف ماست پیدا می‌کنم. می‌چشم. خوب ترش شده. کمی زعفران دم می‌کنم توی لیوان. یک پلاستیک فریزر می‌کشم روی لیوان و با کش موی آیدا می‌بندم. آب می‌ریزم روی مرغ و درش را می‌بندم. می‌روم پیش آیدا و غذایش را می‌دهم. حسابی گرسنه است. همه‌ی غذا را می‌خورد. صدای فس‌فس زودپز می‌آید. مرغ که پخت، درش را برمی‌دارم تا آبش بخار شود. مرغ را میریزم توی ظرف و با ظرف ماست و زعفران و رنگ زرد خوراکی -گفته بودم باید پررنگ یاشد- می‌روم پیش آیدا. مرغ را با دو تا چنگال ریش‌ریش می‌کنم. آیدا می‌آید کنارم و ناخنک می‌زند. عزیز بابا. به خودم رفته! ماست را می‌ریزم روی مرغ. زعفران و نمک و فلفل سیاه و کمی رنگ زرد اضافه می‌کنم. می‌چشم. مزه ندارد. آیدا همچنان ناخنک می‌زند. این‌بار مخلوط مرغ و ماست. دو قاشق برایش می‌ریزم گوشه بشقابش. مشغول می‌شود. نوبت ریسک است. آب‌لیمو می‌زنم به مخلوط. در روایت‌های اینترنت آمده که مزه‌ی ته‌چین باید به ماستش باشد. بیخود. باز هم آب‌لیمو می‌زنم. می‌چشم. ترش و خوشمزه شده. گفته بودم که باید پرمزه باشد. دو تا ظرف پیرکس بر‌می‌دارم. تهش را با کره‌ی مایع حسابی چرب می‌کنم. روایت بود که باید تهش زرده تخم مرغ هم باشد. پیف پیف پیف. تخم‌مرغ را به ته‌چین نزدیک هم نباید کرد. ته ظرف‌ها کمی هم زعفران دم‌کرده می‌ریزم. یک لایه نازک از همان برنج پخته داخل پلوپز میریزم ته ظرف. بقیه‌ی برنج را می‌ریزم روی مخلوط مرغ و ماست و حسابی مخلوط می‌کنم. آیدا هم عاشق مخلوط کردن است. «بده من هم بزنم بابا». مخلوط برنج و مرغ و ماست را می‌ریزم توی ظرف روی لایه برنج. کمی برنج سفید هم می‌ریزم روی مخلوط و با کف‌گیر خوب فشار می‌دهم. دختر نگاه می‌کند و خوشش می‌آید. «بذار کمکت کنم بابا». کمکم می‌کند. ظرف‌ها را می‌گذارم توی فر با دمای دویست درجه سانتی‌گراد. دو ساعتی باید همانجا بماند تا خوب ته‌دیگ ببندد و شکل بگیرد. گفته بودم. ته‌چین باید پرته‌دیگ باشد.

مریم که برمی‌گردد ته‌چین بی‌تخم‌مرغ هم حاضر است. قالبی و خوش‌فرم و پررنگ و پرچرب و پرمزه و پرمرغ و پرته‌دیگ!

این نوشته در روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای ته‌چین

  1. نوش جان! من سرتاسر این نوشته دهنم آب افتاد!!!

  2. الهه :گفت

    نوش جان
    تا حالا بدون تخم مرغ امتحان نکردم
    حواسم باشه مهمان ما بودید غذای تخم مرغ دار به شما ندم
    —————————
    من مشكلي با تخم مرغ ندارم. خيلي هم دوست دارم. فقط توي اين غذا بدمزه ميشه.

  3. مخ :گفت

    من فکر کنم برنج رو باید با مواد ماست و زعفران و تخم مرغ مخلوط کرد، نه مرغ پخته را!!
    البته شما مردید!! این جمله همه چیز را توضیح می دهد!!!
    نوش جان…
    —————-
    ممنون. من همه رو با هم مخلوط کردم. بدون تخم مرغ!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s