در باب ملاحظات کلامی

یک استاد دانشگاه به یک دختر میانسال – حدود چهل ساله – پیشنهاد ازدواج داده بود و دختر به یکی از آشناها سپرده بود تا درباره آقا داماد تحقیق کند. آن آشنا رفیق ما بود و لحظه‌ای که دختر زنگ زد تا نتایج تحقیقات را بگیرد من هم پیش رفیقم بودم. این‌ها جملاتی است که دوستم به آن خانم گفت:

«ببینید خانم فلانی. من خیلی تحقیق کردم. همکاراش میگن این آقا خیلی خسیسه. خیلییییی خسیس. اخلاقشم خیلی تعریفی نداره. یعنی با هرکی صحبت می‌کنم ازش خوب نمی‌گه. دو تا بچه هم که تو خونه داره. من خیر و صلاحتونو می‌خوام. می‌دونم شما الان داری فکر می‌کنی که این استاد دانشگاهه و موقعیتش خوبه و اینا. ولی مطمئنم صلاحتون اینه که قبول نکنین».

این‌ها جملاتی بود که درباره همان تحقیق به من گفت:

«ببین مهندس. من از همه همکاراش پرسیدم. همه ازش بد می‌گن. آب از دسش نمی‌چکه. زنش مرده. دو تا بچه تو خونه داره. الانم زن نمی‌خواد. کلفت می‌خواد. یکی باشه خونه‌شو آب و جارو کنه و غذا بپزه و بچه‌هاشو تر و خشک کنه. یه موقعی‌ام اگه کارش گیر کرد بپره روش!».

کاش می‌شد خیلی حرف‌ها را به سبک دوم گفت و نوشت. آن‌طور شاید اینجا هم بیشتر به‌روز می‌شد.

این نوشته در خاطرات بابای آیدا, شاید بدیهی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای در باب ملاحظات کلامی

  1. یک بنی :گفت

    سبک اول خیلی دیپلماتیک بود! و سبک دوم خیلی صادقانه!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s