خواهش

یادم می‌آید که یک بار این‌جا درباره این شعر سعدی نوشتم که روی کاشی‌کاری دیوار یکی از سالن‌های دبیرستان شهید بهشتی استهبان بود. کنکور سراسری هم توی همان سالن برگزار شد و همان کنکور بود شاید که بابای آیدا را به این‌جا رساند. شعر این بود:

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عابد و عالم چه فرق بود

تا انتخاب کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش برون می‌کشد ز موج (یا به در می‌برد ز موج)

این جهد می‌کند که بگیرد غریق را

اگر اینجا را می‌خوانید و زبان انگلیسی‌تان هم خوب است یا رفیقی دارید که زبان انگلیسی‌اش خوب است، سپاسگزارتان خواهم بود اگر این سه بیت زنده‌ی سعدی را به انگلیسی روان ترجمه کنید. در نظر داشته باشید که حفظ مفهوم شعر برایم از حفظ زیبایی ابیات مهم‌تر است و البته رعایت این نکته که ترجمه بین‌المللی باشد. انتظار ندارید که خواننده به دنبال معنی و تاریخچه خانقاه دربه‌در ویکیپدیا شود.

یادم رفت بگویم که ترجمه را برای صفحه اول پایان نامه می‌خواهم.

این نوشته در روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای خواهش

  1. mandalacircle :گفت

    امیدوارم این پایان نامه با موفقیت تموم شه! زود به زود آپ کنید! کم پیدایین!!

  2. Ehsan :گفت

    مرسی. خیلی گرفتارم کرده. باید تا یک ماه دیگه تموم بشه.

  3. Zara :گفت

    اول اینکه کلی کلی مبارک. فکر می کنی اصلا بشه این شعر را ترجمه کرد؟ من بعید می دانم …. یعنی منظورم اینکه فلسفه ای که پشت این شعر هست توی فرهنگ جامعه امروز اون هم در غرب نیست…حالا من دارم خودم کلی دچار اشتباه فلسفی می شم اینجا اولیش اینکه کل اروپا و آمریکا (کشورهای پیشرفته) را یکی کردم گفتم غرب….

  4. Ehsan :گفت

    ممنون. من به فکر ترجمه لغت به لغت نیستم. بیشتر به این فکر می‌کنم که این شعر به خصوص اونجایی که به علم و آموزش به عنوان راه حل مشکلات نگاه می‌کنه جلوتر از زمان خودشه. چیزی که الان می‌بینم اینه که این نگاه -ترویج علم و آگاهی‌بخشی- در جامعه غرب جدی گرفته می‌شه و در حال ترویج هست. خیلی از کارهای خیریه‌ای هم که داره انجام میشه سمت و سوی گسترش دانش داره در راستای همون «جهد کردن برای نجات غریق». مثلن این ویدیوها که چقدر درباره اهمیت آموزش صحبت می‌کنن.

    نمی‌دونم از نظر تاریخی درسته یا نه ولی فکر می‌کنم تا همین چند سال قبل خیلی از این تلاش‌ها به وسیله مبلغ‌های مذهبی انجام می‌شد و به تدریج داره جای خودشو میده به آموزش دانش.

  5. Zara :گفت

    خب من با این دید موافقم…من اول که شعر را خواندم این را ازش برداشت کردم که آدم باید به فکر نجات جامعه باشه تا فقط نجات خودش…یه جور selfless بودن – که بنظرم با فرهنگ امروزی جور در نمی آید. الان فکر می کنم برداشت تو بهتر از برداشت من هست از شعر…مرسی…

  6. Ehsan :گفت

    خواهش می‌کنم. راستش من اصلن از اون زاویه به شعر نگاه نکرده بودم. اگه منم Ayn Rand بخونم شاید بتونم از اون طرف هم شعر رو ببینم🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s