بهانه‌های برای زندگی

صبح دختر بیدار شده آمده بالای سرم با انگشت‌های کوچکش پلک‌هایم را به زور از هم باز می‌کند و می‌گوید: «چشمات باز کن بابا. هوا روشن شده».

این نوشته در بهانه‌هایی برای زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای بهانه‌های برای زندگی

  1. Nasim :گفت

    ای آیدای گل!

  2. پری :گفت

    یک ماه هروز وبلاگتان را چک کردیم هیچ ننوشتید ! دو – سه روز چک نکردیم چند تایی نوشته داشتید !!!!
    سال نو مبارک.خودتان و بهانه ی زندگیتان همیشه خوشحال و خندان باشید.

  3. کویری :گفت

    آخ عزززززززززززززززی ی ی ی ی ی ی یزم! آیدا منظورمه!

  4. Ehsan :گفت

    به پری:
    سال نو شما هم مبارک.

  5. Ehsan :گفت

    به کویری:🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s