زندگی

For a moment he felt good about this. A moment or two later he felt bad about feeling good about it. Then he felt good about feeling bad about feeling good about it and, satisfied, drove on into the night.

So long and thanks for all the fish, Douglas Adams.

یک آن از کار [بدش] خوشش آمد. چند لحظه بعد، از اینکه از کارش خوشش آمده بود احساس بدی بهش دست داد. بعدترش، از این‌که احساس خوبش نسبت به کار بدش ناراحتش کرده بود، خوشش آمد و راضی و خوشحال به راندنش در دل شب ادامه داد.

خداحافظ و ممنون برای همه ماهی‌ها، داگلاس آدامز

و این‌گونه است که عذاب وجدان به کیشی می‌آید و به فیشی می‌رود و ما می‌مانیم با همه‌ی کارهایی که خوشمان آمده از انجامش.

این نوشته در آقای عقل کل, روزانه, شاید بدیهی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای زندگی

  1. هادي :گفت

    فال حافظ:
    مي خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب
    بهتر ز طاعتي كه به روي و ريا كنند
    خوشحالم باز مينويسي . اميد وارم در سال نو آرزوهات دست يافتني تر باشه .
    عيد جات خالي (عليرضا هم ) از همه جا چشمه زده بيرون اووووووووفي . كوه توده (ج) خسيده از زور او . دو روز تو بارونا خيلي با حال بود ياد بيست سال و اندي پيش اوفتيدم.
    —————————–
    سلام آقا هادی
    سال نو شما هم مبارک باشه. به به! چشمه و او خنک. خوش باشی. جای ما هم خالی کن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s