بهانه‌هایی برای زندگی

این را باید همین الان تا داغ داغ است و حسش نرفته بنویسم.

صبح رفتم مهد کودک آیدا جلسه‌ی اولیا و مربیان. به هر کس وقت مشخصی می‌دهند و درباره‌ی شرایط کودک می‌گویند و سوالاتی می‌پرسند از رفتارش در خانه و این‌ها. حرف‌های مربی آیدا:

«آیدا خیلی پیشرفت کرده. به خصوص این چند ماه اخیر. آرام‌تر شده و کنجکاوتر. کم‌تر هم با ما دعوا می‌کند. آیدا خیلی باهوش است. یک سر و گردن باهوش‌تر از بقیه بچه‌ها. این را از روی سال‌ها تجربه‌ام با بچه‌ها می‌گویم. زبان هلندی‌اش کامل شده. جمله‌های طولانی می‌گوید. طولانی‌تر از بچه‌های هلندی. مغزش از سنش بزرگ‌تر است. وسایل بازی معمولی برایش کافی نیست که ما سعی می‌کنیم برایش فراهم کنیم. روابط اجتماعی‌اش خوب است. همه‌ی بچه‌ها دوستش دارند. دوستش میشل است (بابای آیدا کمی غیرتی می‌شود). فقط گاهی به عروسکش زیادی توجه نشان می‌دهد (obsessed) که الان بهتر شده (چیزی نگفتم که این obsession را به احتمال قریب به یقین از بابا به ارث برده). شخصیتش strong است و اگر چیزی بخواهد به زور می‌گیرد. البته خیلی رفتار خوبی نیست ولی من خوشم می‌آید! بزرگتر از سنش به نظر می‌رسد ولی یادتان باشد که هنوز بچه است و باید کودکانه زندگی کند».

بابای آیدا این‌جا دارد به آیدا افتخار می‌کند.

این نوشته در بهانه‌هایی برای زندگی, برای آیدا ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

11 پاسخ برای بهانه‌هایی برای زندگی

  1. الهه :گفت

    ماشالله به آیدا خانوم گل. دلم براش تنگ شد خیلی

  2. Nasim :گفت

    ای جونم ! بچه های این نسل خیلی باهوشن اما من و فرزاد همیشه می گیم که آیدا تو بچه هایی که این روزها می بینیم از همه باهوش تره! امیدوارم همیشه شاهد موفقیتهاش تو تمامی مراحل زندگی باشیم.

  3. پری :گفت

    ماهم به آیدا این جا افتخار می کنیم !

  4. Ehsan :گفت

    ممنون از همه دوستان

  5. M.S :گفت

    babaye ayda! havasat bashad hargez nagzarid ayda faghat be hooshash ttekye konad. ..

  6. Ehsan :گفت

    @ MS
    موافقم و حتمن مراقبم.

  7. ناشناس :گفت

    نوم خدا!🙂

  8. abya :گفت

    khoda negahesh dare baraton eeshalah hamishe shad o khandon bashe ,dirooz ke ma ro tahvil nagereft asan in aida khanoom,kollli tabrik

  9. علی :گفت

    احسان جان
    بعد مدتها اومدم و از خوندن نوشته هات لذت بردم. قلمت مستدام و شاد باشی.
    ——————–
    سلام علی جان. ممنون. شاد باشی و به امید دیدار.

  10. ناشناس :گفت

    خوب دیگه دخمل مامان مریم باید هم اینطوری باشه( من مامانشو از نزدیک میشناختم برا همین اینو گفتم یه وقت بابا احسان ناراحت نشه)
    —————
    البته!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s