دوست

دوست داشتن به ادا و اصول نیست بابا. دل باید بتپه.

باباعلی، پاییز هشتاد و دو

پی‌نوشت: روزمان مبارک!

این نوشته در خاطرات بابای آیدا ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

9 پاسخ برای دوست

  1. پری :گفت

    روزتان مبارک بابای آیدا !
    نگران شده بودیم ، خیلی وقت بود که ننوشته بودید.

  2. Ehsan :گفت

    سلام. ممنون پری خانم🙂

  3. Nasim :گفت

    خدا رحمت کنه پدر شما رو! هر از گاهی خاطرات قشنگی ازشون می نویسین🙂

  4. Ehsan :گفت

    خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه.

  5. کویری :گفت

    where are you? I am waiting.

  6. Ehsan :گفت

    سلام برمی‌گردم. در اولین فرصت

  7. کویری :گفت

    I am still waiting.

  8. Zahra :گفت

    سلام بابایی آیدا! من با یکی از دوستانم رفته بودم سفر. اهل شهر شما است. می شناختت! من گفتم ما با هم دوستیم. دوستیم دیگه:)

  9. Ehsan :گفت

    سلام. حتمن دوستیم.🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s