عشق ریاضی

آخر هفته‌ها مجبورم کار کنم برای تمام کردن تز. صبح شنبه با آیدا خداحافظی کردم. جواب نداد. عصر از دانشگاه زنگ زدم به مریم. گفت صبح آیدا قهر کرده بود. هر چی پاپیچش شدم که چرا قهر کردی و حرف نمی‌زنی، فقط با دستش عدد «سه» را نشانم می‌داد. بعد از کلی خواهش و تمنا آخرش گفت: «می‌خواستم امروز تو خونه سه تا آدم باشیم».

این یک‌شنبه را دانشگاه نرفتم.

این نوشته در برای آیدا ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای عشق ریاضی

  1. الهه :گفت

    خوب دلش برای باباش تنگ میشه. ایشالله زودتر تمام بشه و دیگه مجبور نباشید آخر هفته ها برید دانشگاه به شرطی که معتاد نشده باشید تا اون موقع

  2. پری :گفت

    ای جان من…

  3. کویری :گفت

    آخ عزیزم!!! وااااااااااااای این بچه چقدر می فهمه!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s