هی روزگار

آیدا توی تخت دراز کشیده با دست می‌زنه روی پاش و میگه «هی روزگار». مریم می‌خنده. آیدا خیلی جدی داد میزنه «نخند». مریم می‌پرسه چرا گفتی هی روزگار؟ دختر جواب می‌ده «چون بابا لپتاپ روشن می‌کنه چشمام قرمز می‌شه».

این نوشته در برای آیدا, روزانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s