About

آیدا دختر اول ما هست که الان یک ماهشه. من بابا احسان (به طور خلاصه باسان!) و مامان مریم اینجا از تجربیاتی که داشتیم مینویسیم. و البته عکسهای خوشگل آیدا که میتونین اوج هنر باسان را درشون ببینید.

البته یواش یواش باسان داره از فرصت استفاده می کنه و به اسم خاطرات آیدا حرفای خودشو میزنه. غمی نیست. آیدا دختر خوبیه دلگیر نمی شه!

تا بعد…

.

6 پاسخ برای About

  1. siavash :گفت

    سلام مایل به تبادل لینک هستم با شما
    http://www.parsiait.wordpress.com

    parsiait@gmail.com
    —————————————————
    سلام دوست عزیز
    وبلاگ خوبی دارید. لینکتان را اضافه کردم.

  2. siavash :گفت

    سلام دوست عزيز
    سپاس گذارم اما من به رسم ادب لينك شما رو اضافه مي كنم
    موفق باشيد

  3. سعيد خواجه مندلي :گفت

    سلام به باباي آيدا،
    من سعيد خواجه مندلي هستم( باباي بهار)، فوق ليسانس مهندسي شيمي از دانشگاه تهران گرفته ام و 10 سال است كه در پتروشيمي اراك در بخش R&D بعنوان محقق مشغول به كار هستم. تاحالا 15 مقاله علمي منتشر كرده ام و 23 تا 25 سپتامبر 2009 يك مقاله در كنفرانس بين المللي مهندسي شيمي آمستردام(ICCE 2009) ارايه داده ام. خواستم در آخر سپتامبر سري به دانشگاه دلفت براي ادامه تحصيل در دوره دكتري مهندسي شيمي بزنم كه ميسر نشد. اگر ممكن است مي خواستم اطلاعاتي در اين مورد از شما بگيرم
    —————
    سلام بابای بهار. تا آخر وقت امروز بهتون ایمیل می زنم.

  4. mhp :گفت

    درود
    بابای آیدا جون حالتون چطوره؟
    خوشحالم از این که همشهری گلم اونور آب از دیار خودش هم سخن میگه
    غرض از مزاحمت من اینه که می خواستم ببینم شرایط برای کار در اونجایی که شما اقامت دارین چه جور هست و آیا سرمایه هنگفتی میخواد یا اصلا امکان پذیر نیست
    خوشحال میشم منو راهنمایی کنین
    به امید دیدار
    سفره ات پر باشه از لور و کشک و قره ی سابناتیا !!!
    خدانگهدارت سابناتی

  5. حميد :گفت

    سلام باباي آيدا
    من حميد باباي سارا از همشهري هاي شما هستم كه در واحد آب پتروشيمي اراك كار مي كنم از اينكه يكي از همشهري ها به موفقيت رسيده خيلي خوشحال شدم اگر براي من ايميل بفرستيد خوشحال ميشم
    hestahbani@yahoo.com

  6. علی :گفت

    سلام بابای آیدا،
    من از دوستان دور و نزدیک هستم و بعد از دیدن پست امروزت برای انتخاب کتاب داخل هواپیما، دایی جان ناپلئون را پیشنهاد میکنم، فکر کنم برای خوندن توی هواپیما خوب باشه. از شعر استاد اخوان ثالث هم بالای صفحه لذت بردم و انشالله بعد از برگشتن از ایران بیشتر صحبت خواهیم کرد.
    خوب برای اینکه منو بجا بیارین:
    1- آیدا توی آمستردام ماه گذشته، شب اول همایش درباره عمو که من باشم، همون جمله معروفش را گفت.
    2- اگه هنوز به جا نیاوردین، شعر «شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت» را یادآوری میکنم.
    جالب اینکه من امشب داشتم شاهنامه میخوندم و همین موضوع مورد اشاره اخوان ثالث…. کشته شدن رستم بدست شغاد آن نابرادر….
    قصه است اين، قصه، آري قصه ی درد است
    شعر نيست،
    اين عيار مهر و كين مرد و نامرد است
    بي عيار و شعر محض خوب و خالي نيست.

    سفر و اقامت خوبی تو ایران براتون آرزو میکنم.
    در پناه حق
    ————————-
    سلام علی جان
    همون آدرس ایمیل رو که دیدم متوجه شدم. متأسفانه فایل پی‌دی‌اف کتاب کمی بزرگه و نمیشه با ایبوک ریدر راحت خوندش. احتمالن داستان یک شهر رو دوباره می خونم.
    مو میرم به دریا/ سیت سوغات بیارم.
    کتابش بوی جنوب میده.
    ممنون بابت کامنت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s